تبلیغات
به سوی ظهور - واجبات ومحرمات در شرع اسلام(1)
 
 
 
واجبات ومحرمات در شرع اسلام(1)
سرآغاز 
هذه سبیلى ادعوا الیه على بصیرة
این راه معنوى و طریق كمالات انسانى من است كه از خدا و آخرین پیامبر و دین و قرآن او بر گرفته ام ، و همه انسان هاى داراى وجدان سالم را از روى بصیرت و بینایى به سوى آن فرا مى خوانم .
این كتاب را به انسانهاى عاقل و منصفى كه معتقدند دین اسلام از سوى مبداء اعلا و خداى رحمان ، به عنوان آخرین شریعت و برنامه دینى و حیاتى ، براى هدایت و تربیت و تكامل جامعه بشرى فرود آمده و طالب وصول به اسلام نابى هستند كه از بیان رساى پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله به ملت اسلامى عرضه شده اهدا مى كنم .
مجموع آنچه در آن است ، برگرفته از كتاب الهى و سنت پیامبر اسلام بدون ذكر ادله و به عنوان عصاره دین و خلاصه شریعت تنظیم گردیده است .
این كتاب به لحاظ جامعیت مسائل لازم و مورد ابتلاى عموم در زمینه اعتقادى و عملى ، و كمال اختصار در عرضه مسائل به زبان روز، در موضوع خود كم نظیر است .
مقدمه 
الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام على رسوله محمد و آله الطاهرین ، و لعنة الله على اعدائهم اجمعین
اعمال و كردارهاى انسانى بر دو نوع است :
1 - باطنى و عقیدتى ، نظیر تصدیقات و اعتقادات ،
2 - ظاهرى و بدنى مانند گفتارها و حركت هاى بدن و هر یك از دو نوع شامل واجبات و محرمات است .
عمل هاى فكرى و عقیدتى اهمیت و تاءثیرش بیشتر است چه آنكه در رتبه علت است و عمل هاى بدنى در مرتبه معلول ، زیرا گفتار و كردار انسانى غالبا نشاءت یافته از عقاید و اراده او است .
این كتاب در دو بخش تنظیم شده
1 - واجبات و محرمات باطنى تحت عنوان اعتقادات ،
2 - واجبات و محرمات ظاهرى تحت عنوان فروع عملى ، و مناسب است به دو امر زیر توجه شود:
اول ) فرا گرفتن اصول عقاید و فروع عملى اسلام از دیدگاه عقل سلیم و شرع مبین بر هر مكلفى ، واجب عینى مؤ كد است ، اتصاف به اصول عقاید، ایمان است و انجام فروع عملى ، عدالت ؛ و كسى كه موفق به تحصیل این دو نعمت عظیم شود به رتبه والایى از كمالات انسانى نائل آمده و گویى همه خواسته هاى خداوند سبحان را انجام داده و تقواى اعتقادى و عملى تحقق یافته .
ترك اصول اعتقادى مستلزم كفر، و ترك فروع عملى مستلزم فسق است و هر دو، سبب شقاوت انسان و مسئولیت شدید اخروى است .
اینك به منظور انجام این وظیفه خطیر، این اوراق معدود را با كمال اختصار تقدیم جامعه كردم ، باشد طالبان سعادت بتوانند به واسطه تصحیح عقاید به كمال ایمان رسند و به وسیله انجام فروع ، راه عدالت گیرند؛ و در نتیجه مصداق الذین آمنوا و عملوا الصالحات گردند.
دوم ) مسائل اعتقادى این كتاب كه در بخش اول ذكر شده ، در میان آیات و سور كتاب الهى و روایات اهل بیت علیهم السلام و كتاب هاى علم كلام متفرق و پراكنده بود. ما در اینجا مقدارى را كه لازم دیدیم جمع آورى كرده ، تقدیم داشتیم .
مسائل فرعى بخش دوم نیز در میان كتاب هاى استدلالى و فتوایى فقهاء مخلوط با مستحبات ، مكروهات و مباحات و احكام دیگرى مانند طهارت و نجاست و غیره بود.
واجب ها و حرام ها را از سایر احكام جدا كرده ، ذكر نمودیم . چون كه تكالیف مسئولیت آور و كیفرزا جز این دو قسم نیست .
رعایت مستحبات و مكروهات سبب كمال ؛ و عدم رعایت احكام غیر تكلیفى نیز تا منجر به ترك واجب و فعل حرام نشود، عقاب آور نیست .

بخش اول : واجبات و محرمات اعتقادى باورهاى روا و ناروا 
احكام اعتقادى  
احكام اعتقادى دو گونه اند: (كه همه را تحت عنوان ما معتقدیم ذكر مى كنیم .)
گروه اول : احكامى كه به محض توجه ذهن و ایجاد سؤ ال ، بر هر كسى واجب است اقدام به یافتن حقیقت كند و باقى ماندن در حال شك و تردید حرام است ؛ این احكام عبارتند از مسائل زیر:
1 - ما معتقدیم به وجود الله و خداوند واجب الوجود، مبداء آفرینش و سرچشمه هستى و معتقدیم به وحدانیت و یگانگى ذات اقدس او و نداشتن شریك در ذات و صفات جمال و جلال ؛ یعنى : لا اله الا الله .
2 - ما معتقدیم به صفات جلال و جمال خداوند متعال .
صفات جلال یعنى ؛ ذات اقدسش ، از هر نقص و عیبى مبراست . صفات جمال یعنى ؛ ذات پاكش ، آراسته به همه كمال و صفت هاى نیكو و حسنه است .
3 - ما معتقدیم به نبوت و رسالت عامه ؛ بدین معنى كه خداوند تعالى پیامبرانى براى بشر از جنس خود آنها مبعوث فرموده است و به وسیله آنها كتابى از آسمان فرو فرستاده ، و دینى به منظور هدایت و تعلیم و تربیت جامعه بشرى ابلاغ نموده است . به پیامبرانى كه نامشان در قرآن مجید آمده است ، اعتقاد تفصیلى و به آنان كه نامشان ذكر نشده است اعتقاد اجمالى دارم .
4 - ما معتقدیم به نبوت و رسالت حضرت محمد بن عبدالله صلى الله علیه و آله ، پیامبر عربى قرشى مكى مدنى ، و نیز معتقدیم به خاتم نبوت و رسالت و دین و كتاب او؛ بدین معنى كه جامعه بشرى پس از بعثت او نیاز به پیامبر و دینى دیگر ندارد؛ زیرا دین او شامل و واجد تمام احكام و وظایف فردى و اجتماعى است كه بشر از نظر امور معنوى و مادى خود در طول حیات این جهان بدان نیازمند خواهد شد. اگر هم فرضا این مساءله در نظر دیگران اشكال عقلى داشته باشد، از نظر مذهب تشیع بى اشكال است ؛ زیرا حضرت مهدى علیه السلام پس از ظهورش همه شؤ ون پیامبر خاتم را غیر از منصب نبوت خواهد داشت ؛ از آن جمله ولایت وى بر احكام الهى است ، كه مى تواند مقتضیات زمان و جامعه آنها را تغییر دهد.
5 - ما معتقدیم به عالم آخرت و معاد جسمانى ؛ بدین معنى كه همه انسان هایى كه به دنیا آمده و مرده اند، پس از انقراض این جهان مادى ، دوباره در جهان ماوراى طبیعت زنده شده ، در محیطى به نام محشر و در زمانى به نام روز قیامت ؛ در محضر حضرت حق حضور مى یابند. در این حادثه عظیم بى سابقه و بى لاحقه ، فرشتگان و اجنه و همه حیوانات نیز محشور خواهند شد.
6 - ما معتقدیم به خلافت و امامت تشریعى و انتصابى پس از پیامبر اسلام ؛ یعنى اینكه حضرت محمد صلى الله علیه و آله قبل از ارتحال به عالم بقا، اشخاصى را به نحو ترتیب براى خلافت و جانشینى خود و تصدى امامت امت و ولایت جامعه به امر پروردگار منصوب فرموده است . همچنین بى تردید معتقدیم كه آن حضرت بدون انجام دادن این وظیفه خطیر خلقى و خالقى رحلت نكرده است .
7 - ما معتقدیم كه پیامبر اسلام دوازده نفر معین از خاندان خویش را به امر اكید پروردگار، به ترتیب خاصى به عنوان جانشینى و خلافت براى دوران پس از ارتحال خود تعیین فرموده است كه اول آنها على بن ابى طالب پسر عمو و داماد خود او است و یازده نفر دیگر از اولاد على و دخترش فاطمه ، به ترتیب زیر: حسن بن على ، حسین بن على ، على بن حسین ، محمد بن على ، جعفر بن محمد، موسی بن جعفر ، علی بن موسی ، محمد بن علی ، علی بن محمد ، حسن بن على ، و محمد بن حسن مهدى قائم مى باشند. دوران خلافت یازده امام تا سال 260 هجرى بود و خلافت امام دوازدهم كه فعلا در پس پرده غیبت است . تا حال ادامه دارد و آنگاه كه خداوند منان اراده كند، ظهور كرده ، جهان را پر از عدل و داد خواهد نمود.
8 - ما معتقدیم كه قرآن مجید، این كتاب عظیم الهى ، كه فعلا در دست مسلمین است ، از طرف خداوند متعال به عنوان یگانه معجزه جاویدان بر قلب شریف پیامبر اسلام نازل شده و از زبان مبارك او به جامعه مسلمین ابلاغ گردیده است ؛ نه كلامى از غیر خداوند به عنوان آیه یا سوره اى بر آن اضافه شده ؛ و نه آیه یا سوره اى از آن كم شده است و از هیچ راهى ، دست تحریف بدان راه نیافته است .
گروه دوم : احكامى كه جستجو و تحقیق درباره آنها واجب نیست ؛ بلكه مى توان در حال تردید هم باقى ماند؛ اما اگر كسى تحقیق كرد و بر واقعیت آنها آگاه شد، واجب است باورهاى درونى خود را طبق آنها شكل دهد و انكار آنها دلیل و فقط به خاطر شبهات جایز نیست ؛ این احكام عبارتند از مسائل زیر:
9 - ما معتقدیم خداوند متعال جسم نیست ، مركب از اجزا نیست ، تغییر و تحول در او راه ندارد، صفات او زائد بر ذاتش نیستند، به زمان و مكان تعلق ندارد، از چیزى زاده نشده و چیزى هم از او زاده نشده است و او واجب الوجود است . درك حقیقت ذات او از قلمروى درك هر عاقلى خارج است ؛ خواه پیامبران و خواه فرشتگان دانشمندان جهان .
10 - ما معتقدیم به وجود ملائكه و فرشتگان و عصمت آنها، و تصرفات وسیع و گسترده آنان در جهان ، تحت اراده خداوند متعال . كتاب الهى پر از یاد، تسلط و ماءموریت آنها در تصرفات گوناگون ، در سراسر هستى است و معتقدیم كه انكار آنان ، به ویژه آنهایى كه نامشان در قرآن مجید برده شده است موجب كفر مى گردد. همچنین عقیده داریم به وجود اجنه و شیاطین ، خواه هر دو یك جنس باشند و خواه دو جنس مختلف .
11 - ما معتقدیم به همه كتاب هایى آسمانى كه از جانب پروردگار به پیامبران قبل از پیغمبر خاتم ، محمد بن عبدالله صلى الله علیه و آله ، نازل شده است . به كتاب هایى كه نامشان در قرآن ذكر شده است ، اعتقاد تفصیلى و به آنهایى كه نامشان ذكر نشده است ، اعتقاد اجمالى داریم .
12 - ما معتقدیم به وحى ؛ یعنى ارتباط معنوى و سرى پیامبران الهى با خداوند متعال و اینكه همه ادیان الهى و كتابهاى آسمانى به وسیله آنها از سوى خدا به جامعه بشرى ابلاغ شده است . آنها احكام و علوم دیگرى را نیز از حضرت حق دریافت كرده و ابلاغ نموده اند. كیفیت وحى آنها سه گونه بوده است :
یك ) القا شده كلام الهى به قلب پیامبر، از راهى غیر از حواس ظاهرى .
دو) القا شدن كلام خداوند از راه قوه سامعه ، بدون رؤ یت چیزى .
سه ) نازل شدن فرشته وحى بر پیامبر و القاى كلام خداوند به او به صورت رویاروى .
ممكن است هر سه قسم در باره همه پیامبران تحقق یافته باشد، با اختلاف درجات آنها و تفاوت زمان ها و مكان ها و قضایاى وحى شده .
13 - ما معتقدیم به عصمت و مصونیت همه پیامبران الهى از گناه ، خطا و اشتباه در امور دینى ؛ بدین معنى كه هیچ گاه از آنان گناه و معصیت سر نمى زند، نه در خردسالى و نه پس از بلوغ ، نه گناه صغیره و نه كبیره ، نه قبل از مبعوث شدن و نه بعد از آن . همچنین از آنها خطا و اشتباه هم سر نمى زند؛ نه در مرحله فراگیرى احكام از ناحیه حضرت حق و نه در مرحله ابلاغ آنها به مردم به وسیله گفتار یا نوشتار؛ و نه در مرحله اجرا و پیاده كردن آنها در متن جامعه ، و نه در مرحله اعمال شخصى و تقواى فردى خود آنها.
14 - ما معتقدیم به قبح عقلى و حرمت شرعى مؤ كد غلو كردن درباره پیامبر اسلام ، هر یك از ائمه معصومین ، اصحاب و نزدیكان آنها، فرشتگان و دیگر مقدسات .
غلو یعنى تجاوز كردن از حد واقعى آنها در اعتقاد؛
الف - مانند اعتقاد به خدا بودن آنها همراه با نفى وجود خداوند متعال ،
ب - یا خدا بودن آنها و خداوند تعالى هر كدام به طور مستقل ،
ج - یا به نحو شركت به صورتى كه مسیحیان درباره عیسى علیه السلام گفته اند؛
د - یا قائل شده به اتصاف آنها به یكى از صفات ویژه پروردگار؛ مانند خالقیت آسمان ها و زمین ، خالقیت انسان ها و حیوانات ، رازقیت همه زنده ها، زنده كردن و میراندن جاندارها و غیره . غلو در بیشتر موارد، موجب كفر مى شود.
15 - ما معتقدیم به عدم تحریف قرآن مجید و مجموعه این كتاب مقدس ‍ آسمانى كه فعلا در دست مسلمین جهان است ؛ یعنى این كلام موجود، درست همان است كه فرشته وحى از سوى خداوند متعال به قلب مبارك پیامبر اسلام علیه السلام نازل كرده است و از زبان آن حضرت به مسلمانان ابلاغ شده و به وسیله نویسندگان وحى و سپس سایر نویسندگان در اختیار مردم قرار گرفته و دست به دست به وسیله مجامع اسلامى ، به دور از هرگونه تحریف به ما رسیده است ؛ نه یك آیه یا سوره بدان اضافه شده و نه یك آیه یا سوره از آن كسر گردیده است .
آرى ! این مصحف نور، همان است كه در قلب نورانى پیامبر اسلام نقش ‍ بسته بود و آن نقش اقدس همان است كه در لوح محفوظ مكتوب است و آن مكتوب انور همان است كه در علم ازلى حضرت حق ، محقق و موجود است .
16 - ما معتقدیم امام دوازدهم محمد بن الحسن الحجة علیه السلام مهدى موعود، در عصر امامت امام حسن عسكرى از صلب شریف آن حضرت متولد شده ، و قبل از ارتحال ایشان از طرف حضرت حق ، به دستور پیامبر اسلام ، به امامت و رهبرى و حاكمیت بر همه مكلفان روى زمین منصوب گردیده است و از آن زمان تا حال در پس پرده غیبت ، عهده دار مقام ولایت و امامت و متكفل شؤ ون غیبى حاكمیت الهى جامعه مى باشد و آنگاه كه مشیت حضرت حق حتمى گردد، ظهور كند و جهان پر از فساد را مبدل به مدینه فاضله فرماید.
17 - ما معتقدیم پیامبر گرامى اسلام به وسیله تعلیم الهى ، به همه احكام دین و اصول و فروع آن ، عالم بود؛ همه علوم و معارف و اسرار قرآن كریم ، همه كتاب هاى آسمانى پیامبران گذشته ، همه علوم مختلفى كه جامعه بشرى در عصر نبوتش واجد بودند و پیامبر در معرض سؤ ال بود و سایر علوم الهى و اسرار غیبى كه حدود و ثغور آنها از قلمرو تصور ما بیرون است . درباره خلفاى معصوم او نیز همین عقیده را داریم .
18 - ما معتقدیم به حجیت كتاب خداوند و قرآن مجید. یعنى پذیرفتن هر حكم دینى اصلى و فرعى و هر علم و حكمتى كه صریح یا ظاهر قرآن بر آن دلالت كند، با شرایط مقرر، لازم ؛ و رد آن حرام است .
19 - ما معتقدیم به سنت پیامبر اسلام و حجیت آن . سنت عبارت است از كلمات پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله غیر از قرآن مجید، كه به عنوان احكام دین و معارف الهى بیان فرموده است . همچنین معتقدیم كه امامان معصوم ، حاكى و ناقل سنتند و اصل سنت و تمام و كمال آن ، از پیامبر اكرم به دست آنها رسیده است و هر چه به وسیله آنها به دیگران رسیده باشد، از همه خطاها، شبهات و تحریفات مصون است . خداوند در روز جزا همه جهانیان را به وسیله دو مدرك كتاب و سنت ، مورد محاكمه و بازپرسى قرار خواهد داد و انسان ها نیز در آن روز براى اثبات ادعاها یا تبرئه خود از خطاها به این دو حجت تمسك خواهند نمود.
20 - ما معتقدیم به حجیت عقل سلیم و ادراك قطعى خرد؛ بدین معنى كه ادراك قطعى هر انسانى نسبت به حسن و قبح اعتقادى و عملى او همانند كتاب كریم و سنت پیامبر، حجت بالغه و برهان قاطع است و فرداى قیامت ، در محكمه عدل الهى ، قضاوت عقل درباره همه حسنات انسان ، مدرك استحقاق ثواب و درباره همه گناهان او، سند محكومیت و مجازات خواهد بود.
21 - ما معتقدیم به حدوث زمانى جهان هستى ؛ یعنى خداى توانا همه موجودات عالم را با اراده و مشیت بالغه خویش از كتم عدم و نیستى مطلق به وجود آورده و هستى بخشیده است ؛ پس ذات اقدس الهى ، واجب الوجود ازلى است و ماسواى او ممكن الوجود حادث است ؛ یعنى وقتى بوده كه او بوده و غیر او نبوده است .
22 - ما درباره افعال اختیارى انسان معتقدیم به امر بین الامرین ؛ یعنى هر عملى كه از او سر مى زند، هم خود او در آن دخالت دارد و هم خداوند متعال ؛ از او اراده و حركت و از خدا یارى در مقدمات و عمل ؛ نه او مستقل است ، به طورى كه اراده اش علت تامه فعل باشد و خدا هیچ دخالت تكوینى نداشته باشد، كه این را تفویض مى نامند؛ نه اراده خداوند علت تامه صدور فعل اوست ، به طورى كه اراده خود او دخالت تكوینى نداشته باشد، همانند حركت نقش پرده و پرچم به وسیله باد باشد كه این را جبر مى نامند.
بنابراین امر بین الامرین ، یعنى شركت تكوینى انسان و خدا در كارهاى اختیارى او؛ در این جهت بین كارهاى خیر و شر، حلال و حرام فرقى نیست ؛ گرچه این دو از جهات دیگر فرق دارند؛ چه آنكه خداوند به كار حلال ، راضى و از كار حرام ناراضى است ؛ به كار خیر و حلال ، پاداش و به كار حرام ، كیفر خواهد داد. این امتیازها مربوط به جنبه تشریعى افعال اختیارى انسان است .
23 - ما معتقدیم به عالم برزخ ؛ یعنى جهان خاصى در فاصله بین دنیا و عالم قیامت ، كه اقامتگاه موقت ارواح همه انسانهایى است كه در دنیا از قالب تن بیرون شده اند و جایگاه فرشتگانى است كه متصدى اداره امور آنجا هستند. عالم برزخ داراى بهشت و جهنم و ثواب و عقاب موقت است و ارواح كسانى كه به آنجا وارد مى شوند، سه دسته اند:
الف : ارواح مؤ منین محض و خالص كه بیدار و در نعمت اند.
ب : ارواح كفار و فساق محض كه بیدار و در عذابند.
ج : ارواح انسانهاى متوسطالحال و مستضعفان عقلى و اعتقادى كه پس از مرگ در حالتى شبیه به خوابند كه سُبات نامیده مى شود، تا آنگاه كه روز قیامت بر پا شود.
24 - ما معتقدیم كه در روز قیامت درباره عقاید و اعمالى یكایك مكلفین سؤ ال ، محاكمه و قضاوت خواهد شد؛ یعنى خداوند قادر همه مكلفین را در آن روز مورد حساب و محاكمه قرار خواهد داد و از عقاید و اعمال شخصى هر فردى پرس و جو خواهد نمود و نیز همه اختلافات اعتقادى و عملى آنها را از مساءله توحید و اصول عقاید گرفته تا كوچكترین اختلاف مالى و حقى مورد بررسى قرار داده ، قضاوت عادلانه خواهد فرمود.
25 - ما معتقدیم به تحقق شهادت در روز قیامت و قیام شهود، در مقام سؤ ال و محاكمه ؛ یعنى تبهكاران و كسانى كه فساد عقیدتى و عملى دارند، اگر از هول محشر و ترس رستاخیز، منكر بعثت پیامبران یا ابلاغ دین از سوى آنان شوند یا مدعى نرسیدن دعوت یا تمام نشدن حجت نزد خود شوند، یا منكر صدور گناه یا تعدى به حقوق دیگران شوند، شاهدانى از طرف پروردگار یا از ناحیه پیامبران یا از طرف مدعیان خصوصى اقامه گردیده و طبق آنها قضاوت خواهد شد.
از جمله شهود آن روز، خود حضرت حق تعالى است و نیز پیامبران هر ملت ، اوصیاى پیامبران ، فرشتگان موظف اعمال ، نویسندگان خیرات و شرور، علما، صالحان ، شهدایى كه از حال منكر مطلع باشند، زمان ها و مكان هایى كه گناه در آنها واقع شده است و بالاخره اعضاء و جوارح خود شخصى .
26 - ما معتقدیم به سنجش اعمال در آخرت ، یعنى عملاهاى خیر و شر هر كسى ، چه اعتقادات باطنى و درونى و چه عمل هاى ظاهرى و بدنى و چه اخلاقى و صفت هاى روانى ، در معرض سنجش و ارزیابى معنوى و عقلانى قرار مى گیرد و طبق تشخیص متخصصین آن جهان ، پاداش یا كیفر داده مى شود. در این سنجش ، عمل هاى نیك و پر ارج را، سنگین و عمل هاى زشت و كم ارج را، سبك مى نامند.
27 - ما معتقدیم كه همه كارهاى خیر و شر انسان در دنیا، از هنگامى كه قدرت تمییز و ادراك پیدا مى كند، تا آخرین لحظه عمرش ، به وسیله فرشتگان ماءمور این امر، نوشته مى شود و در عالم آخرت به صورت كتابى تدوین شده به دست راست یا چپ وى داده مى شود؛ خواه عقاید و اعمال باطنى باشد و خواه افعال بدنى ، خواه صغیره باشد و خواه كبیره . خود انسان در آن روز با مندرجات آن كتاب آشنا شده از حساب اعمال و چگونگى آن قبل از محاكمه علنى ، مطلع خواهد بود.
28 - ما معتقدیم به تحقق شفاعت در عالم آخرت ؛ یعنى چون برخى از گناهكاران محكوم به عذاب و جهنم شوند، خداوند به عده اى اجازه وساطت و شفاعت خواهد داد و بدین وسیله مجرمان را خواهد بخشید.
شفاعت ، به اذن حضرت حق و به در خواست شفاعت كنندگان یا مجرمین است و شفاعت كنندگان ، از انبیاى عظام ، فرشتگان ، علما، شهدا و صالحان خواهند بود.
مورد شفاعت ، گناهان فرعى و عملى است ، نه كفر و شرك .
ثمره شفاعت ، نجات مطلق یا تخفیف عذاب است . احیانا شفاعت درباره اهل بهشت هم خواهد بود؛ یعنى آن دسته از اهل بهشت كه اعمالشان نارسا و ثوابشان كم و رتبه شان پایین است ، به وسیله شفاعت ، مقام بالاتر یا پاداش بیشتر به دست خواهند آورد.
29 - ما معتقدیم به بهشت ابدى ، پس از انقضاى روز قیامت ؛ یعنى چون محاسبه خلق در روز جزا خاتمه یافت و عده اى به خاطر عمل یا به وسیله شفاعت ، مستحق پاداش نیك و عده اى مستحق مجازات شدند، خداوند نیكان و رستگاران را در مسكن و محلى به نام جنت و بهشت كه در حسن و زیبایى ، وصف ناپذیر و در شكوه و جلال ، بغایت دلپذیر است ساكن خواهد فرمود؛ بهشت مزبور ابدى و دائمى است و غرفه ها، طبقات ، باغ ها، درختان و میوه هاى بى پایان ، و همسران ، كنیزان و خدمه فوق تصور دارد؛ كسى كه در این محیط وارد شود، دیگر خارج نخواهد شد. پیرى ، فرسودگى ، مرض ، ناراحتى ، غصه و نیز هیچ گونه موجود مضر و هیچ نوع شر و ضرر و آفت در آنجا وجود ندارد. بهشت ، هم اكنون آفریده شده است . 30 - ما معتقدیم به جهنم ابدى ، پس از تمام شدن روز قیامت ، یعنى كسانى كه در محكمه قیامت ، محكوم به عذاب و كیفر شدید شدند، در محلى مملو از آتش و عذاب هاى گوناگون فوق تصور انسان ، به نام جهنم و دوزخ ، محبوس خواهند شد، جهنم براى كفار و كسانى كه فساد اعتقادى و اصولى دارند ابدى و دائمى است و وارد شدنشان ، بیرون آمدن ندارد؛ و براى كسانى كه گناهان فرعى و عملى دارند، موقت است .
بخش دوم : واجبات و محرمات عملى كردارهاى روا و ناروا 
فصل اول : مسایل معارف دینى و علوم مختلف
31 - بر هر انسان بالغ و عاقلى واجب است پس از اقرار به اصول دین و تحصیل اعتقادى قلبى به اصول مذهب ، برنامه هاى عملى اسلام و واجبات و محرمات فرعى دین را فرا بگیرد.
32 - كسى كه به اصول دین معتقد شود طبعا یقین اجمالى پیدا مى كند كه از ناحیه دین ، واجباتى در مرحله عمل بر عهده اوست كه باید بجا آورد، و محرماتى بر عهده اوست كه باید ترك كند؛ این احكام را فروع الزامى دین نامند، و برنامه جوارحى نیز نامیده مى شود.
33 - به محض عالم شدن مكلف به وجود احكام فوق ، یعنى احكام عملى واقعى و توجه به اینكه خداوند امتثال آنها را مى خواهد، حجت عقلى بر وى تمام مى شود و واجب مى شود بكوشد تا آنها را از هر راهى باشد تحصیل كند و عمل نماید، وگرنه در آخرت مسئول بوده مجازات خواهد شد.
34 -بنابر مساءله فوق واجب است بر هر مكلف ، تحصیل اجتهاد و فقاهت در مسائل عملى ، بدین معنى كه باید همه را از كتاب الهى و احادیث و سنت پیامبر و اهل بیت معصومین علیهم السلام استنباط و استخراج كند و در ذهن خود یا در كتابى براى عمل خویش و احیانا رجوع دیگران ضبط نماید، این عمل را اجتهاد و فقاهت نامند و چون پیمودن این راه طولانى ، شرایط زیاد و زحمات طاقت فرسایى لازم دارد، جز براى افراد نادرى فراهم نیست .
35 - كسى كه راه اجتهاد را نرود یا نتواند، واجب است تقلید كند؛ بدین معنى كه به مجتهد و فقیه واجد شرایطى كه راه فوق را پیموده و در احكام شرعى فرعى متخصص شده ، مراجعه نماید، و احكام واقعى خود را از طریق فتواى او بدست آورد. بنابراین اجتهاد و تقلید دو راه مستقل در رسیدن مكلف به احكام عملى است ، و او بین دو راه مخیر است .
36 - گفته مى شود براى مكلفى كه خود مجتهد نیست و نمى خواهد تقلید كند واجب است راه سومى درباره رسیدن به احكام دینى انتخاب كند و احتیاط در عمل است ، یعنى هر عملى كه حكمش را نمى داند، اگر احتمال دهد واجب است بجا آورد و اگر احتمال دهد حرام است ترك كند؛ لكن پیدا كردن راه احتیاط در مسائل ، خود نیاز به اجتهاد دارد، بنابراین راه رسیدن به احكام دین منحصر به اجتهاد و تقلید است .
37 - محل تقلید و مورد آن ، هر عملى محل ابتلایى است كه مكلف حكم شرعى آن را نداند خواه گفتار باشد یا كردار، عبادت یا معامله یا غیر اینها؛ پس باید قبل از عمل ، مراجعه به فقیه كرده تكلیف خود را روشن سازد؛ چون اگر بدون تقلید عمل كند، ممكن است در واقع واجب باشد و او ترك كند یا حرام باشد و او مرتكب شود و به گناه افتد.
38 - اگر در یك زمان فقهاى متعددى وجود داشته باشند، بر كسى كه مى خواهد تقلید كند واجب است درباره آنها تحقیق كند؛ اگر همگى از نظر علمى برابر یا نزدیك به هم بودند، از هر كدام كه بخواهد تقلید كند و اگر یكى از بقیه عالم تر بود باید از او تقلید نماید.
39 - واجب است عدول كردن مقلد از شخص غیر واجد شرایط تقلید به شخص واجد شرایط، چه عمدا از او تقلید كرده بوده یا اشتباها، و چه از اول واجد شرایط نبوده یا بعدا فاقد شرایط شده باشد، حتى اگر كسى بعدا بر او برترى یافته باشد.
40 - واجب است رجوع كردن مقلد به مجتهد زنده در صورت فوت مجتهد اولى ، در همه مسائل ؛ در صورتى كه زنده عالم از میت باشد. و در خصوص ‍ مساءله بقا بر تقلید میت در صورتى كه مجتهد میت اعلم از زنده و اگر مرده و زنده هر دو مساوى باشند، مقلد در غیر مساءله بقا مى تواند بر تقلید اول خود باقى بماند یا به مجتهد زنده عدول كند و یا در بعضى از مسائل از اولى و در بعضى دیگر از دومى تقلید نماید.
41 - واجب كفایى است حركت كردن و كوچ نمودن گروهى از هر منطقه ، كه داراى استعداد فكرى و تمكن مالى باشند، به سوى مراكز علمى براى اشتغال به تحصیل و تفقه در احكام اصولى و فروعى دین و علوم و معارف اسلام ، به منظور انجام وظایف مذهبى خویش ، تعلیم و تربیت دیگران ، هدایت و انذار ملت ها.
42 - واجب مؤ كد است اقدام مردم به تشكیل مجامع دینى و حوزه هاى علمى ، به تعیین گروهى وامتى ، كه آنها اهداف سه گانه زیر تحقق بخشند:
الف ) دعوت جاهلان به سوى خیر یعنى دین ، اصول و فروع و اخلاق فاضله آن و علوم معارفى كه وسیله تكامل معنوى انسان و سبب رفاه مادى اوست .
ب ) امر به معروف و دعوت به هر كار نیك .
ج ) نهى از منكر و دور كردن از هر عمل زشت .
این وجوب وجوب كفایى است ، و مخاطب ،همه مسلمین یا همه مكلفینند، و مراد از گروه و امت ، شاغلین حوزه هاى علوم و معارف دینى هستند. پس براى مجتمع مسلمین ، واجب كفایى است اعضاى حوزه ها را از خودشان و هزینه آنها را از اموالشان تهیه كنند؛ لكن چون جامعه ، طبعا و عقلا نیازمند ولى و سرپرست است قهرا وجوب مزبور متوجه ولى امر مخاطبین خواهد بود، مانند تسلط ولى امر ملت بر اموال عمومى آنها.
43 - واجب است ارشاد جاهل ، یعنى هدایت مردم و تعلیم احكام دینى به آنها، در حد امكان ، چه احكام اعتقادى باشد و چه فروع عملى و چه مقدمات آنها؛ و این واجب از اهم آثار تشكیل حوزه هاست .
44 - واجب است فحص و بررسى از خبرى كه فاسق آورده ، خواه اخبار از احكام دینى باشد، نظیر آن كه حكمى یا حكمتى را از معصوم یا فتوایى را از فقیه نقل نماید، و یا از موضوعات خارجى ، نظیر آن كه وصیتى را از میت نقل كند. و این وجوب را وجوب شرطى گویند. یعنى شرط، عمل جستجو و اطمینان است وگرنه حجت نیست .
45 - چنانچه واجب است تعلم خود احكام شرعى ، واجب است تعلم موضوعات آن یعنى عبادت هاى كه از طرف شرع اختراع شده است ، مانند نماز، روزه ، زكات ، حج ، كفارات و غیره ، همچنین واجب است یاد گرفتن اجزاء، شرائط و موانع عبادت ها، اجزاء نماز مانند تكبیره الاحرام ، ركوع ، سجود، شرایط آن مانند پاكى بدن و لباس و داشتن وضو و رو به قبله بودن ، موانع آن مانند حرف زدن ، غذا خوردن و غیره در وسط نماز. و اجزاء حج مانند احرام ، وقوف ، طواف و سعى ، همچنین اجزاء و شرایط واجبات دیگر. نیز واجب است یاد گرفتن موضوعات غیر عادى ، یعنى اشیاء خارجى كه حكم شرعى بر آن بار شده مانند آب قلیل ، آب كر، معدن ، انفال مسافرت ، قصر، اتمام ، اقامه ، وطن ، صعید و غیره ، كه هر یك از این عناوین داراى حكم شرعى است .
46 - واجب است بر هر مكلفى فراگرفتن مسائل واجب و حرام عملى كه محل ابتلاء در زندگى اوست ، خواه مربوط به امور شخصى باشد یا مربوط به خویشان و اجتماع ، و خواه مربوط به عبادت باشد یا معاملة و غیره ؛ چنانچه واجب است فراگرفتن مسائل اصولى و اعتقادى ، لكن یاد گرفتن مسائل فروع دین ، واجب شرعى و عقلى ؛ و تعلم مسائل اصول دین ، غالبا واجب عقلى محض است .
47 - حرام است احداث بدعت در دین ، یعنى انجام دادن عملى كه جزء دین نیست یا از دین بودن آن ثابت نیست ، به نام دین یا آموختن آن به دیگران ، خواه از اعتقادات باشد، یا از عبادات یا غیر آنها، نظیر اعتقاد به قداست درختى یا مكان خاصى یا پختن آشى مثلا در فلان روز یا فلان مكان ، یا به اسم فلان شخص ، یا گرفتن روزه وصال ، یا روزه سكوت .
48 - حرام است دادن فتوا و بیان حكم شرعى بدون علم ، چه شخص اهل فتوا باشد یا نه . همچنین حرام است دادن پاسخ خلاف به سؤ ال شرعى .
49 - حرام است بر عالم دینى كتمان علم خود، خواه متكلم در اصول عقاید باشد، یا فقیه در احكام فرعى ، یا عارف در فنون اخلاق ، مفسر در علوم قرآن ، محدث در نقل سنت و حدیث . به عبارت دیگر واجب است اظهار نظر و بیان معلومات به وسیله زبان و قلم بر هر صاحب فنى از فنون اسلامى ، در صورت قدرت وى و نیاز جامعه و نبود غیر او، و در این مساءله اگر صاحب علم منحصر به فرد باشد اظهار و بیان براى او واجب عینى و اگر متعدد باشد واجب كفایى خواهد بود.
50 - حرام است بر هر متخصص فنى از فنون مختلف امور دنیوى ، كتمان كردن دانش خود در صورت نیاز مبرم جامعه ، مانند پزشكى ، مهندسى در رشته هاى مختلف ، تخصص در صنایع گوناگون ، بلكه بر همه اینان واجب كفایى است اشتغال به فن خود به مقدار رفع نیاز مردم ؛ چنانچه بر همه مردم واجب كفایى است اشتغال به حرفه هایى كه نیاز به تخصص زیادى ندارد مانند بقالى ، عطارى ، تجارت ، نانوایى ، كشاورزى ، دامدارى و غیره در صورت احتیاج مردم . و بلكه در كشور اسلامى هر نیازى كه عمومى و ضرورى است و ترك آن سبب خلل در نظام اجتماعى است ، از كارگرى و كارمندى گرفته تا تصدى پست هاى بالاى كشور، واجب كفایى و گاهى واجب عینى است . لكن مراد این نیست كه مجانا مشغول شوند، بلكه اصل اشتغال واجب است خواه مزد بگیرد یا نه .




[ ]
ن : محمد روحانی
ت : جمعه 8 مهر 1390
 
 
 
محمد بن حسن عسکری (عج) آخرین امام از امامان دوازده گانه شیعیان است. در ١۵ شعبان سال ٢۵۵ هـ.ق در سامرا به دنیا آمد و تنها فرزند امام حسن عسکری (ع)، یازدهمین امام شعیان ما است. مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است که گفته اند از نوادگان قیصر روم بوده است. «مهدی» حُجَت، قائم منتظر، خلف صالح، بقیه الله، صاحب زمان، ولی عصر و امام عصر از لقبهای آن حضرت است.
 
 

کد مداحی و آهنگ مذهبی