تبلیغات
به سوی ظهور - خدا
 
 
 
خدا

نمی‌بینم پس نیست!

پرسش


تا به حال مواجه شده‌اید که کودکان و یا برخی از افراد می‌گویند: فلان چیز چون دیده نمی‌شود پس نیست! به نظر شما این موضوع صحیح است؟ اهمیت این مطلب در کجا می‌تواند خود را نشان دهد؟ در این نوشتار می‌کوشیم به این سؤالات پاسخی مناسب بدهیم!


بقیه در ادامه مطلب...


یک داستان کوتاه...

کودکی با همه نشاط و بازیگوشی‌هایش یک مشخصه مهم دیگر هم دارد و آن کنجکاوی است! پرس و جو کردن که روحیه جستجوگر کودک را نشان می‌دهد، گامی در راه رشد و تعالی اوست که اگر به طور صحیح هدایت شود می‌تواند نتایج بسیار گران قدری را به دنبال آورد. این شعر زیبا را همه ما در کتاب‌های دوران دبستان خوانده‌ایم. شعری جالب که در آن روحیه پرسشگری کودکی را به نمایش می‌گذارد که چه صادقانه از مهم‌ترین مسئله هستی یعنی وجود خداوند متعال از مادرش می‌پرسد:

به مادرم گفتم آخر این خدا کیست                      که هم در خانه ما هست و هم نیست

تو گفتی مهربان‌تر از خدا نیست                           دمی از بندگان خود جدا نیست

چرا هرگز نمی‌آید به خوابم                               چرا هرگز نمی‌گوید جوابم

نماز صبحگاهت را شنیدم                                  تو را دیدم خدایت را ندیدم!

 

سؤال‌های صادقانه، پاسخ‌های کودکانه!

در این شعر به خوبی روحیه پرسشگری کودک به تصویر کشیده شده است که از وجود خداوند پرسش می‌کند. سؤالی که شاید حتّی در بزرگ‌سالی هم ذهن برخی را درگیر خود نماید که واقعاً آیا خدا هست؟

 

انسان و ابزارهای شناخت و شناسایی

انسان به عنوان موجودی شناسنده دارای ابزارهای شناخت است که نخستین آن‌ها حواس پنج‌گانه هستند. دیدن، شنیدن، لمس کردن، بوییدن و چشیدن ابزارهای انسان برای شناخت بخشی از موجودات عالم به کار می‌آیند. امّا آیا همه عالم و موجودات آن را می‌توان با این ابزارها شناخت؟!

بدون شک شناخت ناکارآمدی حسن و ابزارهای حسی در شناسایی موجودات عالم بر هر انسان اهل تفکّری واضح و آشکار است. بسیاری از چیزها هست که حس به تنهایی قادر به شناخت و درک آن نیست مثلاً اگر دودی از پشت دیوار دیده شود آیا حس به تنهایی می‌تواند بفهمد که آتشی در پشت دیوار روشن بوده است؟!! از سوی دیگر حس در بسیاری از مواقع خطا می‌کند. مثلاً خطای در دید و یا سردی و گرمی که از نظر آدم‌های مختلف در برخی موارد متفاوت است و کسی چیزی را گرم می‌داند ولی دیگری چندان گرمی آن را حس نکرده است! بنابراین حس به تنهایی نمی‌تواند شناخت ما نسبت به موجودات عالم را تحت پوشش قرار دهد.

عقل از روی آثار و قراینی که وجود دارد و در عالم هستی نمایان است به وجود خداوند استدلال می‌کند. همانند استدلال به وجود آتش با توجه به وجود دودی که از پشت دیوار می‌آید. ما گرچه نمی‌توانیم او را ببینیم و یا صدایش را بشنویم و یا او را ببوییم و یا بچشیم! و یا لمس کنیم امّا می‌دانیم با استدلال و برهان عقلی که وجود دارد خدا هست!

خدا

عقل؛ ابزار شناختی انسان

از این رو عقل یکی دیگر از ابزارهای شناخت است که از طریق داده‌هایی که حس و حواس پنج‌گانه در اختیار او می‌گذارد می‌تواند به استدلال و برهان بپردازد. عقل مهم‌ترین ابزار شناسایی انسان است. زیرا در شناخت بسیاری از چیزها که در عالم وجود دارد و حواس از درک آن عاجزند، کارآمدی دارد. ما بسیاری از حس نکردنی‌ها را با عقل خود در می‌یابیم. مثلاً از وجود دود به وجود آتش پی می‌بریم. این فرایند کاری است عقلانی که از طریق داده‌های حسی به برهان عقلی پرداخته‌ایم.

 

خدا را چگونه می‌شناسیم؟

حال به سؤال ابتدای این نوشتار باز می‌گردیم: آیا هر چیز که با حس دریافت نشود، وجود ندارد؟ با توجه به آنچه پیرامون ابزارهای شناخت آدمی توضیح دادیم، ممکن است چیزی به فرهنگ هیچ یک از حواس انسان در نیاید امّا با این حال موجود باشد. بلکه ناتوانی حواس در درک آن است که مانع شناخت آن می‌شود وگرنه از طریق ابزار شناختی عقل می‌توان به وجود آن پی برد. یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که از کودکی در ذهن آدمی پدید می‌آید، پرسش درباره وجود خداوند متعال است.

آیا به راستی چون نمی‌توان خدا را با ابزارهای حسی درک کرد می‌توان گفت او وجود ندارد؟ این نتیجه گیری مانند آن است که با دیدن دود از پشت دیوار بگوییم چون آتشی دیده نمی‌شود پس حتماً آتشی وجود ندارد!! استدلال کودکان این است که چون صدای خدا را نمی‌توان با گوش مادّی شنید و او را نمی‌توان با چشم سر دید پس او وجود ندارد! همانند کودک داستان ما در آن شعر زیبا! خدا هست!

بر اساس آنچه گذشت می‌توان به صراحت گفت اگر حواس ما عاجز از درک خدا هستند نشان از نبودن او نیست بلکه او هست و ابزار شناختی چون عقل را باید که به کار شناخت خدا بپردازد!

عقل از روی آثار و قراینی که وجود دارد و در عالم هستی نمایان است به وجود خداوند استدلال می‌کند. همانند استدلال به وجود آتش با توجه به وجود دودی که از پشت دیوار می‌آید. ما گرچه نمی‌توانیم او را ببینیم و یا صدایش را بشنویم و یا او را ببوییم و یا بچشیم! و یا لمس کنیم امّا می‌دانیم با استدلال و برهان عقلی که وجود دارد خدا هست!

ما در مقالات گذشته به برخی از استدلال‌های عقلی دقیق‌تر بر وجود خدا اشاره نمودیم که دوستان را بدان جا ارجاع می‌دهیم.

 

مقالات مرتبط:

- خدا هست؟!

- راه‌های بی شمار!

 

فهرست منابع و مآخذ

1- اشارات ابن سینا

2- شرح اشارات خواجه‌ی طوسی

3- شرح اشارات (هستی و علل آن) – دکتر احمد بهشتی

4- اصول فلسفه و روش رئالیسم – علامه طباطبایی

5- مقالات فلسفی – شهید مطهری




[ ] | [ کلمات کلیدی ] : دید خدا-چشم خداجویی-خدای بینا-خداوندمتعال-
ن : محمد روحانی
ت : پنجشنبه 24 فروردین 1391
 
 
 
محمد بن حسن عسکری (عج) آخرین امام از امامان دوازده گانه شیعیان است. در ١۵ شعبان سال ٢۵۵ هـ.ق در سامرا به دنیا آمد و تنها فرزند امام حسن عسکری (ع)، یازدهمین امام شعیان ما است. مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است که گفته اند از نوادگان قیصر روم بوده است. «مهدی» حُجَت، قائم منتظر، خلف صالح، بقیه الله، صاحب زمان، ولی عصر و امام عصر از لقبهای آن حضرت است.
 
 

کد مداحی و آهنگ مذهبی