تبلیغات
به سوی ظهور - واجبات ومحرمات در شرع اسلام(4)
 
 
 
واجبات ومحرمات در شرع اسلام(4)

شرح در ادامه مطلب...

فصل پنجم : مسایل خوراكى ها، پوشاكى ها ووسایل حفظ نفس
246 - واجب است حفظ نفس از هر ضرر قابل توجه و از هر خوردنى و آشامیدنى و حركت بدن كه موجب ضرر محسوس یا مرض سخت شود.
247 - واجب است دفاع از نفس به هر وسیله ممكن ، در مقابل هجوم خطر و اسباب مرگ ، چه مهاجم انسان باشد یا حیوان یا حوادث دیگر، هر چند دفاع منجر به ضرر و جرح و هلاكت حمله كننده شود.
248 - حرام است خوردن گوشت ، تخم و دیگر اجزاى بدن حیوانات دریایى ، غیر از ماهى هاى فلس دار، پس هر حیوان حرام گوشت ، اجزاء و تخم آن نیز حرام است .
249 - واجب است تذكیه حیوانات حلال گوشت به منظور خوردن گوشت و استفاده هاى دیگر و تذكیه حیوانات حرام گوشت به منظور سایر استعمالات و انتفاعات . و تذكیه هر حیوان باید به طرزى باشد كه در شرع مقدس اسلام ثابت شده است . یعنى : تذكیه شتر به نحو كردن ، اغلب حیوانات به ذبح و سر بریدن ، حیوانات وحشى به صید كردن ، حیوانات دریایى به زنده از آب بیرون آوردن ، ملخ به حیازت در ظرف یا مكان مخصوص یا تذكیه ، اضطرارى ، نظیر آنكه مثلا گاوى در چاهى بیفتد و در حال مرگ باشد جایز است با آهن پاره اى با گفتن بسم الله جایى از بدن او را زخم كنند كه خون جارى شود و تذكیه حاصل گردد.
250 - حرام است خوردن میته یعنى گوشت حیوانى كه تذكیه شرعى نشده است ، چه اهلى باشد یا وحشى ، و چه صحرایى باشد یا دریایى ، مانند حیوانى كه خفه شده یا به ضرب و جرح گشته شده ، یا از محلى سقوط كرده ، یا به وسیله شاخ زدن حیوان دیگر مرده ، یا از چنگال درندگان گرفته شده ، یا به نام بت ها سربریده شده باشد، مگر در جایى كه بتوان قبل از مرگ به تذكیه آنها دست یافت ، مگر در مورد اضطرار، و فرقى نیست در حرام بودن میته ، میان آنكه نجس باشد یا پاك ، مانند میته حیوانات دریایى ، و در حرمت استفاده هاى دیگر از میته نجس ، نظیر استفاده از پوست اختلاف است .
251 - حرام است خوردن گوشتى كه از بازار و بلاد كفر، یا از دست كافر در غیر بازار مسلمین گرفته شده باشد. همچنین از دست مسلمانى كه او از كافر گرفته باشد. پوستت حیوان هم كه از این راه ها بدست آید، محكوم به نجاست است و تصرفش اشكال دارد.
252 - حرام است خوردن گوشت انواع حیوانات كوچك زمینى و هوایى ، خواه داراى خون جهنده باشند مانند موش و خارپشت ، و یا نباشند مانند قورباغه و مار و...، غیر از ملخ كه حلال است .
253 - حرام است خوردن گوشت انواع سگ و گربه از حیوانات اهلى .
254 - حرام است خوردن گوشت درندگان مانند شیر، پلنگ ، گرگ ، روباه ، كفتار، شغال و...
255 - حرام است خوردن گوشت انواع مسوخ ، یعنى حیواناتى كه طغیانگران امم سابقه ، در نتیجه نزول عذاب خداى قهار، به شكل آنها در آمدند، مانند: فیل ، میمون ، خوك ، خرس ، خرگوش و...
256 - حرام است خوردن گوشت پرندگان داراى چنگال ، مانند: باز، عقاب ، شاهین ، باز، قرقى ، بغات و كركس .
257 - حرام است خوردن گوشت انواع كلاغ ها، چه سیاه باشند یا ابلق یا غیر اینها، این مساله محل اختلاف است .
258 - حرام است خوردن گوشت پرندگانى كه همیشه یا بیشتر وقت ها با بالهاى باز و بدون پر زدن پرواز مى كنند، و پرندگانى كه چینه دان و سنگ دان و مهمیز ندارند، جز آنها كه دلیل خاص بر حلیت آنها وارد شده است .
259 - حرام است خوردن تخم پرندگان حرام گوشت .
260 - حرام است خوردن گوشت حیوان جلال ، یعنى حیوان حلال گوشتى كه عادت به خوردن مدفوع انسان كرده ، این حرمت تا وقتى كه حیوان بسته نشده و پاكیزگى عادى خود را نیافته باشد، باقى است .
261 - حرام است خوردن گوشت حیوان حلال گوشتى كه انسانى با وى عملى زشت انجام داده باشد، و همچنین گوشت نسل ، شیر یا تخم آن ، اگر پرنده باشد.
262 - حرام است خوردن چند عضو از اعضاى ذبیحه محلال ، یعنى حیوانى كه به طریق شرعى تذكیه شده باشد، و آنها عبارتند از:
آلت نرى ، فرج ماده ، بچه دان ، غده هاى بدن ، تخم حیوان نر دنبلان ، نخودهاى مغزى ، مغز حرام كه در میان تیره پشت است ، پى كه در دو طرف فقره هاى كمر است ، زهره دان ، اسپرز، مثانه بول دان ، حدقه چشم ، وسط سم پاها، البته برخى از اینها مورد اختلاف است .
263 - حرام است خوردن و آشامیدن نجاسات ، مانند: میته ، خون ، گوشت سگ ، خوك ، شراب ، و هر مایع مست كننده دیگر.
264 - حرام است خوردن و آشامیدن چیزهاى پاكى كه به وسیله برخورد با عین نجاست ، نجس شده باشند.
265 - حرام است استعمال هر چیزى كه معمولا مست كننده ، باشد، گر چه استثناثا براى كسى مستى نیاورد، خواه استعمال به صورت خوردن و آشامیدن باشد یا تزریق ، یا دود كردن ، یا مالیدن بر بدن ، یا استنشاق از راه بینى یا حتى پوشیدن لباسى كه سبب مستى شود.
266 - حرام است حضور در مجالسى كه در آنها مشروبات الكلى و مواد مست كننده مصرف مى شود.
267 - حرام است آشامیدن فقاع ، یعنى آبجو، گرچه مستى نیاورد.
268 - حرام است آشامیدن آب انگورى كه به وسیله آتش جوشیده و هنوز دو سوم آن بخار نشده باشد، هم چنین به وسیله آفتاب یا به خودى خود حالت غلیان و جوشش پیدا كرده باشد.
269 - حرام است خوردن و آشامیدن هر چیزى كه ضرر محسوس به بدن دارد، و هر گونه استعمال و استفاده از چیزى كه موجب ضرر محسوس ‍ باشد، خواه آن ضرر مرگ باشد یا فلج اعضاء، یا فاسد كردن قواى بدن و از كار انداختن هر نیرویى از نیروهاى بدنى مانند قوه توالد و تناسل و غیر آن و همچنین قطع كردن عضوى از اعضا بدن بدون عذر موجه ، و نیز حرام است استعمال هر چیزى كه به عقل و روان انسان ضرر محسوس دارد.
270 - حرام است خوردن هر نوع خاك و گل ، كم باشد یا زیاد.
271 - حرام است انسان طیبات الهى را بر خود حرام كند. طیبات یعنى هر گونه عمل مباح ، هر نوع خوراك و پوشاك حلال و پاكیزه و هر كدام از مواهب طبیعى و نعم الهى كه اسلام حرام نكرده باشد، معنى حرام كردن ، آن است كه از این امور پرهیز كند به قصد آنكه شرعا ممنوع است مثل نخوردن گوشت حیوانى یا هر غذاى پختنى .
فصل ششم : مسایل عقود، ایقاعات و قراردادهاى خلفى و خالقى  
272 - واجب است بر هر مكلفى وفا كردن به پیمان ها و تعهدات خود. پیمان هاى انسان از نظر اسلام سه بخش است :
اول ) پیمان هایى كه خداوند با وى بسته است ، مانند: واجبات و محرمات شرعى كه به وسیله پیامبران خود بر انجام یا ترك آنها پیمان گرفته است .
دوم ) پیمان هایى كه هر انسانى با خود مى بندد؛ مانند: سوگند، نذر یا عهد او بر اینكه فلان عمل را بجا آورد یا ترك كند.
سوم ) تعهداتى كه مردم با یكدیگر دارند، خواه دو طرفه (عقد) باشد مانند معاملات ؛ و خواه یك طرفه (ایقاع ) مانند طلاق ، ابراء ذمه ، فسخ و غیره .
همه اقسام فوق از نظر اسلام عهد و میثاق نامیده مى شود و وفا به همه با شرایط مقرر واجب است و مصادیق هر یك فى الجمله ذكر خواهد شد.
273 - واجب است بر طرفین هر عقد لازم ، عمل كردن بر طبق آن و بار كردن آثار و احكامش خواه عقد لفظى و با صیغه باشد، یا عقد عملى و معاطات ، عقد یعنى قرار داد میان دو نفر كه مبتنى بر انشاء رضایت هر دو باشد.
عقد دو گونه است :
اگر هیچ یك از طرفین جز در موارد خاص مجاز به فسخ آن نباشند، عقد لازم است .
و اگر هر كدام هرگاه بخواهد بتواند آن را بهم بزند، عقد جائز است . هر چه در عرف ، عقد و قرار داد حساب شود و دلیلى بر جائز بودن آن نداشته باشیم ، لازم و خوددارى از عمل به آن حرام است .
در اینجا به چند عقد لازم اشاره مى كنیم :
یك ) مبایعه ، یعنى خرید و فروش ، كه واجب است بر فروشنده پس از تمامیت عقد، مال فروخته شده را تحویل مشترى دهد و واجب است بر خریدار، بهاى معین را تحویل فروشنده دهد، مگر در موارد استثنائى ، و امتناع هر یك از عمل بر وفق عقد، حرام است .
دو) اجاره كه واجب است بر اجاره دهنده مورد اجاره را تحویل مستاجر دهد، یعنى در اجاره املاك عین خارجى را، و در اجاره اشخاص خود اجیر را، و واجب است بر مستاجر وجه الاجاره را تحویل موجر دهد. و تخلف هر یك حرام است مگر در موارد خاص .
سه ) وقف ، كه واجب است بر واقف و موقوف علیه ، پس از تحویل دادن عین موقوفه و تمام شدن عقد وقف ، بر طبق وقف عمل كنند و حرام است بر واقف رجوع و تغییر عنوان وقف پس از تمامیت ، چنانچه حرام است بر دیگران ابطال یا تغییر آن پس از مرگ واقف ، چه وقف عام باشد مانند مسجد و مدرسه و پل ، یا وقف خاص بر اولاد و غیر اولاد، مگر در برخى از موارد.
چهارم ) صلح ، كه واجب است كسانى كه در مورد ملك مشكوك و یا بدهى مورد اختلاف یا عمل مورد نزاع ، عقد مصالحه جارى كردند، بر وفق قرارداد صلحى خود عمل كنند، حرام است آن را نقض كنند مگر در موارد خاص .
پنج ) وصیت ، كه واجب است عمل كردن وصى بر طبق وصیت ، پس از پذیرفتن و مسجل شدن ، و تخلف از آن حرام است یا به اینكه به كلى عمل نكنند یا از وقت لازم تاخیر اندازند، یا هدف وصیت كننده را تغییر دهند، یا شرایط دیگر را انجام ندهند، چنانچه حرام است حیف و میل وصیت كننده ، مانند آنكه وصیت كند فلان وارث را از ارث محروم كنید، یا حق فلان طلبكار را ادا نكنید یا از مال من فلان معصیت مصرف نمایید.
شش ) نكاح و ازدواج ، كه واجب است بر طرفین پس از اجراى عقد و تمامیت این پیمان مقدس ، بر وظایف شرعى خود عمل كنند، و امتناع هر یك از وظایف خود، نقض عهد و حرام مؤ كد است .
هفت ) مزارعه ، یعنى معامله زراعى كه غالبا یك نفر متكفل دادن زمین و آب و امكانات مى شود و نفر دیگر متعهد بر اشتغال به كشت و زرع مى گردد كه واجب است بر طرفین معامله پس از عقد و تمامیت قرار داد، بر طبق عقد عمل كنند و نقض این عهد نیز حرام است .
هشت ) مساقات ، یعنى معامله درخت و عمل ، كه صاحب ملك مثلا باغ خود را در اختیار شخصى مى گذارد تا او عهده دار آبیارى و تربیت آن باشد و حاصل را قسمت كنند. واجب است بر طرفین پس از عقد قرارداد بر وفق آن عمل نمایند و به هم زدن آن ، نقض عهد و حرام است .
نه ) رهن ، یعنى مالى را در گرو بدهى قرار دادن ؛ كه واجب است بدهكار پس ‍ از تمامیت عقد رهن ، عین مرهونه را تحویل طلبكار دهد و طلبكار آن را به عنوان وثیقه دین خود نگه دارد و تصرف هر یك در عین مرهونه و تخلف از قرارداد حرام است ، مگر با رضایت و توفق طرفین .
ده ) مسابقه كه در اسلام در مورد سواركارى با اسب یا چیزهاى دیگر و همچنین تیراندازى تجویز شده ؛ پس واجب است بعد از تعیین خصوصیات و معین شدن جایزه و موفق شدن برنده ، آن را تحویل دهند و نقض عهد نكنند.
یازده ) ضمان ، یعنى شخصى بدهى شخص دیگر را به عهده بگیرد، كه واجب است بر ضامن ، پس از تمامیت عقد ضمان خود را بدهكار بداند و مال تضمین شده را به طلبكار بپردازد و نقض این عقد حرام است .
دوازد) حواله ، یعنى اینكه بدهكار طلبكار خود را به شخص دیگر حواله دهد و چون طلبكار و آن شخص سوم حواله را پذیرفتند، واجب مى شود بر طبق عقد حواله عمل كنند و نقض آن حرام است .
سیزده ) كفالت ، یعنى اینكه كسى معتهد شود شخصى را كه مستحق قصاص ‍ است یا دیه ، یا بدهى دیگر به گردن دارد، هر زمان كه صاحب حق بخواهد حاضر كند. پس از عقد كفالت بر كفیل واجب است هر زمان كه صاحب حق خواست ، قاتل یا بدهكار را حاضر كند؛ و اگر نتوانست ، دیه با بدهى دیگرى دیگر را بپردازد.
چهارده ) هبه (بخشش )، در این عقد كه یك عقد جایز است ، پس گرفتن مال بخشیده شده مجاز است ، مگر در موارد زیر كه پس گرفتن آن پس از رسیدن به دست گیرنده حرام است :
الف ) هبه معوض ، یعنى اینكه كسى چیزى به دیگرى ببخشد و او هم اتفاقا در مقابل ، چیزى به او ببخشد؛ یا كسى چیزى به دیگرى ببخشد، به شرط اینكه او هم چیزى به وى ببخشد، هر چند دومى هنوز نبخشیده باشد.
ب ) هبه به قصد قربت .
ج ) هبه به ارحام و خویشان .
د) در صورتى كه مال بخشیده شده در نزد هبه گیرنده تلف شده باشد.
ه‍) در جایى كه هبه از ملك گیرنده خارج شده باشد.
و) در صورتى كه واهب مرده باشد و وارث او مى خواهد رجوع كند.
ز) در جایى كه هبه گیرنده مرده باشد و از ورثه اش مى خواهند پس بگیرند؛ در غیر موارد، به هم زدن هبه حرام نیست ؛ چنانچه به هم زدن سایر عقده هاى جایز هم حرام نیست ، مانند: مضاربه ، ودیعه ، عاریه ، وكالت ، رهن از طرف گیرنده رهن ، و غیره .
274 - اغلب آن چه آن را ایقاع گویند؛ یعنى تعهدات یك جانبه ، چنانچه در اول فصل 6 گذشت پس از انشاء و تمامیت ، واجب الوفاء است و نقض و به هم زدنش حرام است . مصادیق ایقاع در مسائل بعد خواهد آمد.
275 - واجب استبر مكلف طبق قسم صحیح خود، یعنى سوگند به خداوند، عمل كند.
276 - واجب است عمل كردن به نذر، یعنى كارى را به عنوان حق خداوند بر عهده گرفتن .
277 - واجب است عمل كردن به عهد، یعنى معاهده با خداوند در انجام عملى ، تخلف در هر یك از این سه مساله ، كفاره خاص دارد كه در كفارات ذكر شده است .
278 - حرام است قسم خوردن كه یمین غموس نامیده مى شود، یعنى قسمى كه گویا انسان را در دریاى گناه فرو مى برد.
279 - واجب است حفظ كردن ودیعه و امانت هاى مالكى تا آنگاه كه به صاحبشان برسد. امانت مالكى مالى است كه از طرف مالك در اختیار شخص قرار گیرد؛ مانند ودیعه دردست امانت دار، مال مورد اجاره در دست مستاجر، اموال كارفرما در دست كارگر، و اموال مضاربه و مزارعه در دست عامل .
280 - واجب است حفظ و رد امانت هاى شرعى ، یعنى اموال مردم كه به اجاره شرع در اختیار شخص قرار گرفته است ، نظیر مال پیدا شده ، كودك پیدا شده ، مالى كه مثلا از فروشنده خانه یا صندوق ، اشتباها در داخل آنها به دست خریدار افتاده است .
281 - واجب است توفیه در اداء، یعنى به نحو درست و صحیح انجام دادن سنجش در مقام تحویل كالا؛ خواه سنجش به كیل باشد، یا وزن ، یا شمارش ، یا مساحت ، یا رویت ، یا غیر آنها؛ خواه سنجش در تحویل جنس ‍ فروخته شده باشد، یا در عوض و ثمن آن ، یا در وام پرداختى ، یا سهم موقوف علیهم در باب وقف ، یا سهم الارث در تقسیم میراث ، خیانت در این مرحله ، حرام موكد است و آن را تطفیف گویند؛ یعنى كمتر از حق پرداختن ، خواه در بدهى هاى خلقى باشد یا خالقى .
282 - واجب است اخراج و تادیه بدهى ها در صورت رسیدن زمان پرداخت و مطالبه صاحبان حقوق و قدرت اداى بدهكار، خواه بدهى خلقى باشد، مانند بدهى هایى كه وقتشان رسیده است و خسارت هاى مالى كه به دلیل اتلاف جان یا مال دیگران بر عهده شخص ثابت شده است ، و خواه بدهى هاى خالقى ، نظیر خمس ، زكات ، كفاره و غیره ، امتناع از اداى حقوق و اموال مردم ، هر حقى و هر شخصى باشد، حرام موكد است ، مگر در موارد استثنایى .
283 - واجب است پرداخت حق الجعاله ، پس از انجام عمل ؛ مثلا اگر شخصى بگوید هر كس ماشین مرا پیدا كرد صد دینار به او مى دهم و كسى آن را پیدا كرد و تحویل داد، باید صاحب ماشین صد دینار را كه حق الجعاله گویند، فورا به عامل پرداخت كند.
284 - واجب است بر همه شركاء قبول تقسیم مشترك ، در صورت درخواست هر یك از آنها؛ به شرط آنكه تقسیم به ضررشان نباشد و مستلزم پرداخت چیزى هم نباشد.
285 - واجب است بر هر اقرار كننده ، بر طبق اقرار خود عمل كند، نسبت به آثارى كه به ضرر او باشد نه به نفع او؛ چه اقرار به مال باشد یا اقرار به نسب ، مثلا اگر كسى اقرار كند كه این بچه فرزند من است ، باید متكفل تربیت و هزینه زندگى او باشد؛ ولى حق استفاده پدرى از آن فرزند را ندارد و اگر بمیرد، فرزند مزبور از او ارث مى برد؛ ولى او از فرزند ارث نمى برد. و اگر فقیر شود، حق نفقه بر فرزند ندارد.
286 - واجب است مهلت دادن طلبكار به بدهكار، در جایى كه ثابت شود بدهكار، قدرت اداى دین را ندارد، حرام است تعقیب كردن و به محاكمه كشیدن و حبس كردن وى ، و یا مجبور كردن او به فروش مستثنیات دین یعنى لوازم ضرورى زندگى ، مانند: خانه ، اثاث و غیره .
287 - واجب است بر هر مكلفى در موقع احساس نزدیك شدن مرگ ، سعى و كوشش در جهت رد و دیعه ها واموال و دیون مردم ، و اداى حقوق الهى ؛ مانند: نمازها و روزه هاى قضا شده و حج و عمره مستقره و كفارات بدنى و مالى ، یا مطلع كردن ورثه و سفارش بر اداء در فرض عدم امكان عمل .
288 - حرام است خلف وعده ؛ یعنى كارى را كه وعده داده ، انجام ندهد؛ خواه در حین وعده نیز قصد نداشته و یا آنكه بعدا منصرف شده ، مگر در موارد عذر؛ و مساله مورد اختلاف است .
289 - حرام است تصرف كردن گیرنده در مال عاریه بر خلاف قرارداد عقدى ؛ و در این صورت ، ضامن عین مال است اگر تلف شود؛ و همچنین ضامن اجرت المثل است براى تصرفات خلاف .
290 - حرام است تصرف مفلس یعنى كسى كه حركم ، حكم ممنوعیت او را صادر كرده باشد، نسبت به تصرف در اموال خودش ، مگر در اموالى كه از حكم مصادره خارج است ؛ مانند خانه مسكونى و اثاث آن و لوازم زندگى .
291 - حرام است خیانت یعنى تعدى و افراط و تفریط در امانت دیگران ، چه امانت خلقى باشد یا خالقى . تعدى یعنى تصرف غیر مجاز یا فوق حد مجاز، یا كوتاهى در حفظ به طورى كه منجر به نقص یا تلف آن شود. این عمل علاوه بر حرمت ، سبب ضمان نیز مى شود؛ این حكم در امانت كافر نیز جارى است ، لكن مورد اختلاف است .
292 - حرام است تصرف هر یك از شركاء در مال یا حق مشترك ، بدون اجازه شركاى دیگر، مگر در موارد ضرورت .
فصل هفتم : مسایل محرمات و واجبات متفرقه قلبى و بدنى  
293 - حرام است تكبر، یعنى خود را بزرگ دیدن و مؤ منان را حقیر داشتن . داشتن این صفت باطنى و منزجر نبودن از آن ، گناه درونى است ؛ چه ، این گناه را مخل به عدالت بدانیم ؛ یا آنكه چون گناه درونى است ، مخل به عدالت ندانیم ؛ چنانچه ظاهر كردن آثار آن در گفتار و كردار نیز حرام است ، هر چند اصل وجود آن را حرام ندانیم .
294 - حرام است حسد ورزیدن ، یعنى داشتن این صفت و رضایت به بقاى آن ، و اظهار آثار آن با گفتار و نوشتار و كردار.
295 - حرام است یاءس و نومیدى از رحمت حق تعالى ؛ یعنى داشتن این حالت و ادامه آن ، با قدرت بر ازاله ؛ همچنین گفتار یا كردار كه از آن حالت به نحو عمد نشاءت مى یابد، چنانچه در مورد كبر گفته شد.
296 - حرام است ایمنى و خاطر جمع شدن از غضب حضرت حق با بیانى كه در یاءس گفته شد.
297 - حرام است سوءظن و بدگمانى نسبت به خداوند متعال ، كه مثلا معتقد شود نعوذ بالله در تقسیم اولاد یا اموال ، بین او و دیگران مراعات عدالت نكرده است ؛ و یا پاداش او را كمتر از دیگران ، یا كیفرش را بیش از دیگران ، یا مصیبت هاى او را فوق استحقاق قرارداد است ؛ و غیر اینها. این گناه نیز از حالات باطنى است و گاهى منجر به كفر مى شود.
298 - حرام است خشم باطنى و عدم رضایت قلبى به قضا و قدر الهى ، خواه راجع به خودش باشد یا به دیگران ، خاصه اگر تواءم با اعتراضات قولى باشد. این مسائل مورد اخلاف است .
299 - حرام است سوءظن و بدگمانى به مؤ من در صورت ترتیب اثر قولى یا فعلى بر طبق آن .
300 - حرام است تبعیت از ظن و عمل بر طبق گمان ؛ خواه در اصول عقائد باشد یا فروع دین ، و خواه بخواهد به وسیله آن تكلیفى بر خود یا دیگران ثابت كند یا تكلیف ثابت شده را اسقاط نماید؛ مثلا به ظن و گمان ، حكم كند كه فلان عمل ، واجب و فلان عمل حرام است ، یا فعلى كه وجوب یا حرمت آن ثابت شده است ، به ظن و گمان بگوید از عهده من ساقط شد.
301 - حرام است به شكل زن در آمدن مرد، به وسیله پوشیدن لباس هاى اختصاصى زن ؛ و به شكل مرد درآمدن زن ، به وسیله پوشیدن لباس هاى اختصاصى مرد، با اختلاف در مساله .
302 - حرام است آرایش و زینت كردن مرد با طلا مانند: انگشتر، حلقه ، گردن بند و حتى طلا كردن دندان هاى جلو به قصد زینت .
امور مذكور چه در حال نماز باشد، یا حالات دیگر، لكن اگر در حال نماز باشد نماز را هم باطل مى كند؛ و چه طلاى زرد باشد یا سرخ ، و چه خالص ‍ باشد یا در آن مخلوطى از غیر طلا باشد؛ و هیچ یك از امور مذكور براى زنان حرام نیست .
303 - حرام است هر نوع لباس ابریشم خالص بر مرد، حتى مانند عرغچین ، دیستكش و غیره ؛ چه در حال نماز یا در حالات دیگر، لكن در حال نماز، نماز را هم باطل مى كند، جز در موارد ضرورت . و همه اینها براى زنان حلال است .
304 - حرام است هتك احترام و بى حرمتى به قرآن مجید و اسماء عظام خداوند و نام هاى مبارك پیامبر و ائمه علیهم السلام كه گاهى كفرآور و گاهى فسق آور است .
305 - حرام است هتك حرمت و اهانت به كعبه معظمه ، مسجدالنبى صلى الله علیه و آله ، مساجد دیگر و حرم هاى ائمه اطهار علیهم السلام ؛ همچنین اهانت به كتب دینى مانند نهج البلاغة ، صحیفه سجادیه ، اصول كافى و وسائل الشیعه ؛ همچنین اهانت به علما و فقهاى معروف به ورع و قداست . و اهانت به امكنه مذهبى مانند: حسینیه ها، تكایا و مزار امامزادگان معروف و محترم ؛ و اهانت به ایام الله مانند شعبان و رمضان و اعیاد اسلامى و غیر اینها، به هر نحو از گفتار و رفتارى كه انتزاع اهانت به دین اسلام و مقدسات مذهب تشیع شود.
306 - حرام است استعمال هر نوع ظرف طلا و نقره ، مانند سینى ، بشقاب ، قاشق ، فنجان ، قندان ، قورى ، نعلبكى ، گلاب دان و غیره در خوردن و آشامیدن یا هر استفاده دیگر.
307 - حرام است ساختن مجسمه هاى تمام نماى انسان یا حیوانات .
308 - حرام است تتنجیم ، یعنى اعتقاد با تاءثیر ارادى و استقلالى اجرام آسمانى در حوادث كره زمین ، و حكم كردن بر طبق آن .
309 - حرام است غنا و آوازخوانى با كشش زیر و بم صدا و ترانه خوانى ، كه هر دو همراه با كلمات باطل و متناسب مجالس رقص و آلات طرب باشند.
310 - حرام است نواختن آلات طرف ؛ مانند: دف ، نى ، تار، طنبور، ویالون ، پیانو و غیره و گوش دادن با آنها؛ در صورتى كه كیفیت نواختن متناسب مجالس لهو و رقص و طرب باشد.
311 - حرام است دروغ گفتن عمدى به خدا و پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام ، بدون عذر شرعى ، چه در روز ماه مبارك باشد یا اوقات دیگر. تفاوت این دروغ یا سایر دروغ ها آن است كه قبح عقلى و حرمت شرعى این قسم شدیدتر است ؛ و اگر در روز ماه مبارك رمضان باشد، روزه شخص را نیز باطل مى كند.
312 - حرام است عمل مقدمه حرام ، یعنى كارى كه به قصد رسیدن به حرام انجام گیرد هر چند خودش حلال باشد، مانند تحصیل مقدمات جاسوسى براى بیگانگان ، یاد گرفتن كیفیت قماربازى ، كیفیت ساخت مواد مخدر، كیفیت كلاهبردارى ، تهیه مقدمات قتل نفس و جرح مردم و...
313 - حرام است تراشیدن ریش یا از ته زدن آن به طورى كه پوست صورت پیدا شود و مساله محل اختلاف است .
314 - حرام است تسخیر اجنه مؤ من و فرشتگان و ارواح مؤ منین كه سبب ایذاء و آزار آنها شود.
315 - حرام است ساختن خواب دروغین و نقل كردن آن ؛ و این یكى از مصادیق دروغ است كه جداگانه ذكر شده به لحاظ آنكه دروغ هاى متعدد و مرتبط است .
316 - حرام است انتحار و خودكشى كردن ، كه همانند كشتن دیگران است ، مگر در موارد خاص اضطرارى .
317 - حرام است توطن و اقامت در امكنه و كشورهایى كه سبب تغییر معتقدات اسلامى و اخلاق انسانى و عدم تمكن از انجام واجبات و ترك محرمات بشود.
318 - حرام است قمار یا برد و باخت ، به هر شكل و با هر وسیله اى كه باشد؛ چه با ابزارها و اوراق داخلى یا خارجى ، و چه با وسایل جدید، یا وسیله هاى سنتى ؛ حتى با تخم مرغ ، انگشتر، به جنگ انداختن حیوانات ، سبقت در پرش ، وزنه بردارى ، و مانند اینها كه برد و باخت داشته باشد؛ مگر در موارد مجاز و مشروع نظیر: اسب دوانى ، مسابقه با سایر وسایط نقلیه ، مسابقه در تیراندازى و همه وسایل مشابه آن ، كه در موارد جنگ ابتدایى یا دفاعى قابل استفاده هستند. همچنین حرام است بازى كردن با وسایل و ابزارهاى مخصوص قمار، هر چند برد و باخت مالى در آن نباشد و این فرع اخیر مورد اختلاف است .
بنابراین واجب تبعى است شكستن و تغییر دادن آلات قمارى كه در معرض ‍ استفاده است ؛ و همچنین تغییر آلات لهو و طرب بلكه اتلاف یا تغییر همه آلات و ابزارهایى كه فقط براى انجام نوعى از گناه تهیه شده و استفاده حلال قابل توجهى ندارد.
319 - حرام است بازى با شطرنج ، گرچه بدون برد و باخت باشد، در صورتى كه این وسیله به طور معمول در برد و باخت استعمال شود. و اگر در محیطى ، فقط وسیله بازى هاى بدون برد و باخت باشد، نظیر مسابقه هوش ‍ یا اغراض دیگر، ظاهرا مانعى ندارد.
320 - حرام است یاد دادن و یاد گرفتن هر عملى كه سحر و جادو و شعبده بازى محسوب شود، مگر در موارد استثناء نظیر مهیا شدن براى معارضه با ساحران ضد حق و ابطال جادوهاى آنها.
321 - حرام است ایجاد مراكز فحشاء و منكر مانند كازینو و نحو آن .
322 - حرام است تاءلیف ، چاپ ، نشر، نگهدارى و ترویج كتاب ها و نشریات باطل و گمراه كننده از حیث اعتقادات و اخلاق و اعمال ؛ و حرام است انجام هر خدمتى در این راه دریافت هر اجرتى از این طریق .
323 - حرام است یارى و كمك به ظالمان و ستمگران در اجراى ستم آنها، و یا جزو كمك كاران آنان شدن ؛ گرچه خود ستم نكند و همچنین دریافت مال از این راه ها و تصرف در آن .
324 - حرام است حضور در مجالسى كه در آنها مشروبات الكلى و مواد مست كننده مصرف مى شود، گرچه خود استعمال نكند.
325 - حرام است فتنه انگیزى میان دو نفر یا دو گروه یا بیشتر، كه سبب عداوت و منجر به ضرب و جرح و قتل و فسادهاى دیگر بشود.
326 - حرام است میل و اتكاء و اعتماد به ظالمان قلبا و عملا، در امور زندگى ، گرچه كمك به ظلم آنها نكند.
327 - حرام است سرقت یعنى دزدیدن مال غیر، مگر در مواردى خاص ‍ نظیر آنكه بدهكار عمدا با تمكن مالى ، بدهى خود را نمى دهد و طلبكار هیچ راهى جز اخذ مال خود به نحو مخفى ندارد. در این فرض ، سرقت وى به مقدار مال خود مانعى ندارد.
328 - حرام است تهمت زدن به مسلمان بى گناه ، یعنى نسبت دادن عمل زشت قبیحى به او بدون اینكه انجام داده باشد، یا به نسبت دادن راضى باشد.
329 - حرام است سب مومن و فحش و ناسزا گفتن به او.
330 - حرام است استهزا و مسخره كردن مومن
331 - حرام است اسم قبیح و لقب زشت بر مومن نهادن
332 - حرام است اذیت و آزار مسلمان بدون مجوز شرعى .
333 - حرام است راندن یتیم و مسكین از در، با خشونت و ایذا
334 - حرام است لعن كردن بر مومن زنده یا مرده با اختلاف در مساله
335 - حرام است سرزنش كردن مومن به جهت مصیبت یا داشتن عیب و نقص بدنى و مرض و غیره
336 - حرام است ظلم و ستم ، بر هر انسان و بلكه هر حیوان بى آزار، ولى زدن و كشتن حیوانات موذى مانعى ندارد و گاهى واجب است .
337 - حرام است قتل نفس ، یعنى كشتن هر مسلمانى كه خونش محترم است و ریختنش تجویز نشده است ، و نیز كشتن هر كافر محقون الدم ، مانند ذمى ها، معاهدها و امان داده شده ها، یعنى كسانى كه در شرع اسلام به آنها مصونیت موقت یا پناهندگى داده شده است .
338 - حرام است نگاه كردن به داخل خانه و مسكن مردم ، از بالا یا از سوراخ در و دیوار، بدون رضایت آنان
339 - حرام است تجسس از عقاید قلبى و اسرار داخلى مومن به منظور ایذا و رسوا كردن او.
340 - حرام است غیبت كردن از مومن غیر متظاهر به فسق ، یعنى عیوب و نقایص او را آشكار كردن در صورت عدم رضایت او چه گفتار باشد، یا نوشتار، یا كردار یا طریق دیگر
341 - حرام است نمیمه ، یعنى سخن چینى و فتنه انگیزى میان دو نفر یا بیشتر، كه منجر به بروز عداوت میان آنها یا مفاسد سرى دیگر شود.
342 - حرام است نجوى به گناه ، یعنى تبادل مطلب سرى درباره اضرار یا مسخره و استهزاى مؤ من یا راجع به معاصى دیگر؛ خواه به واسطه تكلم و صحبت در جاى خلوت باشد یا در حضور به نحو تكلم زیرگوشى ، یا اشاره با الفاظ، یا اشاره به چشم و ابرو و امثال آنها.
343 - حرام است اشاعه فحشاء، یعنى رواج دادن گناهان و كارهاى زشت در میان مؤ منین ، خواه خود گناه را رواج دهد، و یا نسبت آن را به شخص ‍ بى گناهى شایع كند.
344 - حرام است بابتداء به سلام ، جواب سلام ، دعا، طلب مغفرت براى كفار و خاصه مشركان ، بدون عذر شرعى و بدون حاجت و ضرورت ، و همچنین ستمگرانى كه تقوبتشان به ضرر اسلام و مسلمین است ، با اختلاف در مساله .
345 - حرام است پناه دادن به قاتل ، محارب و جانى ، به قصد جلوگیرى از اجراى حدود الهى درباره آنها و نیز انجام این كارها در لباس قانون .
346 - حرام است مودت باطنى و دوستى قلبى با كفار، به مانند مودت با ارحام و دوستان مؤ من ، و نیز دوستى عملى با آنها؛ و از این قبیل است ایجاد روابط حسنه فرهنگى ، سیاسى ، نظامى و اقتصادى با دولت هاى كفر و شركت هاى كفر و شرك كه طبعا سبب ضعف ، یا به خطر افتادن دولت اسلامى و یا انحراف در عقاید و اعمال مسلمین مى شود، مگر در موارد تقیه و یا اقتضاى مصالح ملزمه ، با ایمنى از مفاسد یا غلبه مصالح بر مفاسد.
347 - حرام است مدح و تعریف باطل از شخص غیر مستحق ، و نیز تعریف شخص مستحق به بیش از استحقاق .
348 - حرام است منت نهادن به گردن كسى بعد از احسان و نیكى ، با اختلاف در مساله .
249 - حرام است فریب كارى و دغل بازى با مردم به وسیله خوردن مال یا كشیدن كار بى مزد از آنان .
350 - حرام است خیانت در مشورت ، یعنى عمدا به مشورت كننده راه خطا نشان دادن .
351 - حرام است خذلان مؤ من مظلوم ، یعنى یارى نكردن او با وجود قدرت شخص و درخواست مظلوم .
352 - حرام است نفاق قولى كه گاهى كفرآور است و گاهى فسق آور. نفاق یعنى اظهار اسلام یا ایمان یا اظهار محبت و مودت یا امورى دیگر، در صورتى كه باطن او بر خلاف آن است .
353 - حرام است احتكار یعنى جمع آورى و نگهدارى طعام و سایر لوازم زندگى مردم ، به قصد گران فروشى ، با وجود نیاز مبرم مردم .
354 - حرام است ترك حقوق همسایه كه سبب ایذاء و آزار او شود، بدون غذر شرعى .
355 - حرام مؤ كد است احداث و تهیه كارنجات تولید انواع مسكرات و اقسام و مواد مخدر و انواع آلات قمار و وسایل برد و باخت و تولید و توزیع انواع تولیدات آنها، و هر نوع فعالیت در این راه ، از قبیل كارفرمایى ، كارمندى ، كارگرى ، اجاره دادن وسایط نقلیه ، انبار و مغازه ، و همچنین دریافت اجرت و استفاده مالى از این طریق ؛ تا چه رسد به خرید و فروش و استعمال آنها. همچنین و حرام است مصرف كردن هر عایداتى كه از این راه ها بدست بیاید.
356 - واجب است از بین بردن وسایل و ابزارهاى مخصوص گناه ، نظیر آلات قمار و برد و باخت ، آلات لهو و طرب ، وسایل ساخت مسكرات و مواد مخدر، وسایل دزدى و جیب برى ، ادوات ساخت مواد منفجره و قتاله ، مواد خطرناك شیمیایى و بالاخره تمام وسایلى كه مصرفى جز گناه و ایذا ندارد، یا اگر دارد كم و نادر است ، یا آنكه جلوگیرى از گناه توقف به اتلاف آنها دارد. تلف كردن این اشیاء مال هر كس باشد، در صورتى كه مفاسد بزرگترى بر آن مرتب نشود، بر همه واجب است ؛ و برخى از اجناس ‍ فوق موارد استثنا دارد.
357 - واجب است بر هر مكلفى اجتناب از اطراف مشتبه به حرام ؛ مثلا اگر بداند یكى از چند ظرف یا چند لباس نجس است ، واجب است از همه پرهیز كند، یا همه را بشوید؛ یا اگر بداند یكى از این دو یا سه مال ، ملك دیگران است ، اما باید رفع شبه كند بعد تصرف كند.
358 - واجب است بر هر مكلف احتیاط در اطراف مشتبه به واجب ؛ مثلا اگر بداند یكى از دو نماز مغرب و عشاى فلان شب او فوت شده است ، باید هر دو نماز را قضا كند؛ و یا اگر بداند به یكى از دو نفر بدهكار است ، باید هر دو را راضى كند یا آن مقدار بدهى را به هر دو بدهد.
359 - واجب است عمل به استصحاب ، یعنى رعایت حال سابق ؛ پس اگر چیزى بر كسى واجب یا حرام بود و حال شك مى كند كه آن حكم عوض ‍ شده و یا باقى است ، باید بر طبق سابق عمل كند. مثلا در سابق قضاى یك نماز بر او واجب بود و حال شك مى كند انجام داده یا نه ، باید انجام دهد؛ یا لباسى مال مردم بود و حال شك مى كند هنوز هم مال مردم است یا نه ، باید بگوید در حرمت خود باقى است .
360 - واجب است اجتناب و دورى از نجاسات كه ده قسم است : 1 - بول ، 2 - غائط، 3 - منى ، 4 - مردار، 5 - خون ، 6 - سگ ، 7 - خوك ، 8 - مایع مست كننده ، 9 - آب جو، 10 - كافر حربى . یعنى از آلوده كردن زندگى به آنها باید پرهیز گردد. مصرف كردن هر خوردنى و آشامیدنى كه به این چیزها آلوده شده باشد حرام است . آلوده شدن لباس و بدن به اینها هم موجب بطلان نماز مى شود. علاوه بر این كه آلودگى زندگى مسلمانان با اینها سبب فرار فرشتگان رحمت الهى و نزدیك شدن شیاطین مى شود.
361 - واجب است توبه كردن فورى از هر گناه ؛ یعنى هر چه تاءخیر بیندازد، گناه پیش افزوده مى شود و وجوب توبه هم باقى است .
362 - واجب است صدق و راستى در گفتار، خواه فتواى فقیه باشد، یا حكم والى و قاضى ، یا شهادت شاهد، یا اقرار مقر، یا سخن هاى متعارف یا قضاوت هاى عادى درباره اشخاص و رویدادها، یا غیر اینها؛ و خواه گفتار به نفع گوینده یا ارحام یا دوستان او باشد، یا به ضررشان .
363 - واجب است ختنه بر خود مرد پس از بلوغ ، اگر قبل از آن توسط اولیاء انجام نگرفته باشد. چنانچه واجب است بر مردى كه تازه مسلمان شده ، گرچه پیر باشد.
364 - واجب است جواب فورى سلام كننده ، حتى اگر در حال نماز باشد؛ و جواب باید طورى باشد كه اگر مانعى نباشد، سلام كننده بشنود؛ لكن باید جواب در حال نماز، به صیغه سلام علیكم باشد، گرچه سلام كننده به عبارت دیگر بگوید.



[ ]
ن : محمد روحانی
ت : جمعه 8 مهر 1390
 
 
 
محمد بن حسن عسکری (عج) آخرین امام از امامان دوازده گانه شیعیان است. در ١۵ شعبان سال ٢۵۵ هـ.ق در سامرا به دنیا آمد و تنها فرزند امام حسن عسکری (ع)، یازدهمین امام شعیان ما است. مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است که گفته اند از نوادگان قیصر روم بوده است. «مهدی» حُجَت، قائم منتظر، خلف صالح، بقیه الله، صاحب زمان، ولی عصر و امام عصر از لقبهای آن حضرت است.
 
 

کد مداحی و آهنگ مذهبی