تبلیغات
به سوی ظهور - واجبات ومحرمات در شرع اسلام(5)
 
 
 
واجبات ومحرمات در شرع اسلام(5)

شرح در ادامه مطلب...
فصل هشتم : مسایل ولایت امر و امت اسلامى  
365 - واجب مؤ كد است تصدى مقام ولایت و به عهده گرفتن رهبرى امت ، بر واجدین شرایط این منصب در زمان غیبت ولى عصر ارواحنا فداه . چنانچه واجد شرایط یك نفر باشد، تصدى این مقام بر او واجب عینى ؛ و اگر متعدد باشد واجب كفایى است .
366 - واجب است بر اهل عقد و حل ، یعنى متخصصان علوم اسلامى كه خبره شناخت فقیه و مجتهد و ولى امر مى باشند، در صورت منحصر به فرد بود واجد شرایط ولایت ، او را تعیین كنند و در فرض متعدد بودنش ، راجح تر و را از میان آنها انتخاب نمایند و به مردم معرفى كنند، چنانچه بر مردم واجب است مورد تعیین آنها را بپذیرند.
367 - واجب است اطاعت از اوامر و فرمان هاى مولوى و ولایى ولى امر مسلمین ، خواه معصوم باشد مانند پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و ائمه هدى علیهم السلام و خواه منصوب از طرف آنها به نصب خاص مانند سلمان و مالك اشتر در زمان حضرت امیر علیه السلام ، و خواه منصوب به نصب عام مانند فقهاى واجد شرایط ولایت امر در زمان غیبت كبرى و خواه فرمان از قبیل جعل منصب و امر به قبول آن باشد، نظیر نصب ارتشیان ، نصب قضات ، ائمه جمعه ، و سایر مناصب یا فرمان هاى دیگر، نظیر دستور جنگ ، صلح ، حبس ، عفو و غیره (فرمان ولایى و ارشادى در مقدمه كتاب ذكر شده ).
368 - واجب است بر كسانى كه از مجتهدى غیر از ولى امر تقلید مى كنند، در مقام تعارض فتواى مرجع تقلید با حكم مولوى ولى امر، اطاعت و تبعیت از حكم ولى امر كنند كه در این صورت ، فتوا از اعتبار ساقط است .
369 - حرام است بر كسى كه از نظر اسلام صلاحیت ندارد، متصدى مقام ولایت و حكومت شرعى بر مردم بشود.
370 - واجب است بر ولى امر مسلمین پذیرفتن بیعت از مردم بدین معنى اگر عده اى از مسلمین ، مرد یا زن ، بخواهد با وى بیعت كنند و معاهده نمایند كه توحیدشان را آلوده به شرت نكنند، یا محرمات شرع را ترك و واجبات آن را انجام دهند، بر ولى امر واجب مى شود بپذیرد و بیعت كند و براى آنها طلب مغفرت نماید. و این بیعت ، شرط قبولى اسلام و ایمان آنها نیست ، بلكه تاكید بر تقویت عقاید و تحكیم التزام به فروع است .
371 - واجب است جهاد دفاعى ، یعنى اگر دشمن بر باد اسلامى حمله كند و خوف و ترس بر اصل و ریشه اسلام ، و لو در منطقه اى خاص ، یا خوف از تصرف بلاد مسلمین باشد، در چنین اوقاتى بر هر مسلمانى كه بتواند، واجب است به دفاع برخیزد و از دین و كیان امت و تمامیت ارضى خود دفاع كند و در این راه ، از بذل مال و جان مصایقه نكند و در این جهاد، اذن احدى شرط نیست ، چنانچه فرقى میان مرد و زن نیست .
372 - حرام است فرار از جبهه جنگ ابتدایى یا دفاعى ، مگر براى یافتن جاى بهتر و یا ملحق شدن به سایر رزمندگان .
373 - حرام است تقویت كفر و نفاق ، ایجاد تفرقه بین مسلمین ، احداث پایگاه براى توطئه گران بر ضد حكومت اسلامى و نحو اینها، به هر طریقى كه تصور شود، حتى از راه ساختن مسجد و تكیه و سایر ابنیه خیریه .
374 - حرام است منع مردم از جهاد و سرد كردن آنها از حرت ، چه جهاد ابتدایى باشد یا دفاعى . و جلوگیرى از هر واجبى از واجبات الهى ، چه به وسیله زبان باشد یا قلم یا تهدید یا تطمیع و نیز حرام است تحریص و ترغیب و وادار كردن دیگران بر هر حرامى از محرمات خداوندى
375 - واجب موكد است فراهم كردن قوا، تهیه نیرو و وسایل نبرد و ابزارهاى جنگ و وسایط نقلیه متناسب با وضع زمان و حال دشمنان بالفعل و بالقوه اسلام ، ایجاد و فراهم كردن همه لوازم مقاوت و دفاع و غلبه سپاه اسلام بر سپاهیان كفر و ضد دین . این وجوب ، وجوب كفایى است ، ابتدا متعلق به ملت و ثانیا متوجه به ولى امر ملت است كه هزینه آن را از بیت المال خود یا بیت المال مسلمین تهیه نماید.
376 - واجب است محاربه و جنگیدن با بغات یعنى كسانى كه علیه امام معصوم یا ولى امر منصوب او، قیام كنند و به طغیان برخیزند، این از اقسام جهاد ابتدایى است و شرایط آن را دارد
377 - واجب است تحویل دادن فى به ولى امر مسلمین ، فى عبارت از اموالى است كه بدون جنگ و لشگر كشى از كفار گرفته شده .
378 - حرام است تصرف در انفال ، بدون اذن و اجازه ولى امر مبسوطالید یعنى حاكم اسلام كه تسلط بر جامعه دارد. و انفال عبارت است از اموال عامه كه طبق قانون اسلام ، تحت اختیار رئیس حكومت اسلامى قرار دارد و آنها به قرار زیر است :
1 - زمین هاى مواتى كه مالك نداشته و یا اگر داشته ، نسلش منقرض شده است .
2 - اطراف دریاها و نهرهاى بزرگ عمومى كه كسى آنها را تصرف نكرده باشد
3 - قله كوه ها و جنگل ها و میان دره ها
4 - خالصه جات سلاطین و اموال و نفائس آنها پس از آنكه به دست ارتش ‍ اسلام افتاد، در صورتى كه غصب شده از مشخص معین نباشد.
5 - اجناس نفیس و پر ارزش از غنائم جنگى
6 - همه غنائم جنگى در صورتى كه لشكر اسلام بدون اذن ولى امر از كفار گرفته باشد
7 - ارث و جمیع ما ترك كسى كه وارث ندارد
8 - معادنى كه در ملك كسى نباشد.
379 - واجب است امان دادن به هر فرقه اى از كفار كه بخواهند براى اطلاع از دین و شنیدن كلام خداوند و درك مفاهیم آن ، وارد كشور اسلامى شوند، و لازم است عودت آنها به جایگاهشان تضمین شود. این كار باید زیر نظر ولى امر مسلمین و دولت اسلامى انجام یابد.
380 - واجب موكد است اجراى حدود الهى ، یعنى پیاده كردن احكام كیفرى اسلام (حدود و تعزیرات )، در حق كسانى كه مرتكب گناهان كبیره یا غیر كبیره مى شوند، این كار از مهمترین واجبات عینى یا كفایى است ، و مخصوص ولى امر، و حاكم عادل و قضاتى است كه او نصب مى كند، كه اگر یك نفر باشند وجوب عینى و اگر متعدد باشند، وجوب كفایى است .
381 - واجب است حفظ احترام ماه هاى حرام ، یعنى ماه هاى چهارگانه قمرى : رجب ، ذى قعده ، ذى حجه ، و محرم بدین معنى كه دولت اسلامى در این ماه ها، شروع به جنگ نكند، و چناچه از قبل بوده ، به رسیدن این ماه ها پیشنهاد متار كه كند و چون پذیرفته شد، و لو موقتا ترك جنگ نماید.
382 - واجب عینى است بر هر شخص واجب شرایط قضاوت پذیرفتن منصب قضا، در صورتى كه ولى امر مسلمین الزام نماید و نیز واجب عینى است پذیرفتن ، به مجرد پیشنهاد، اگر چنانچه واجد شرایط منحصر به او باشد و در غیر این دو صورت ، واجب كفایى است .
383 - حرام است تصدى منصب قضاوت براى كسى كه فاقد شرط آن است ، هر چند متخاصمین راضى به قضاوت او باشند، مگر در موارد خاص
384 - واجب است بر قاضى قضاوت به حق بین طرفین دعوا، و حرام موكد است قضاوت به باطل . همچنین واجب است قضاوت به حق و اظهار نظر عادلانه هر شخصى در هر موردى از عقلیات و شرعیات و عرفیات . همچنین حرام است اظهار نظرهاى باطل از هر كس درباره هر چیز با تعمد و بدون عذر.
385 - واجب است بر قاضى اعمال مساوات و برابرى بین متخاصمان ، یعنى برخورد متساوى با طرفین یا اطراف منازعه ، از نظر سلام ، كلام ، آداب ورود و خروج ، رعایت احترام متعارف ، و بالاخره رعایت عدل در قضاوت .
386 - واجب است پذیرفتن دعوت براى مشاهده حوادث به منظور اداى شهادت در آینده . این مرحله را تحمل شهادت نامند. همچنین واجب است حضور یافتن براى اداى شهادت ؛ چنانچه شاهد یك نفر باشد، شهادت واجب عینى و اگر متعدد باشد، واجب كفایى است . و حرام مؤ كد است كتمان شهادت بدون عذر موجه .
387 - واجب است بر هر مكلف شهادت به حق و گواهى عادلانه و منحرف نشدن از طریق مستقیم به هیچ دلیلى ، مگر در موارد اظطرار. و حرام است شهادت دادن به باطل مگر در موارد ضرورت .
388 - واجب است معرفى شهود كذب ، یعنى گواهان دروغ . اگر نزاع و محاكمه اى اتفاق افتد و به وسیله شهادت شاهدها، شخصى محكوم به اعدام یا قصاص یا قطع اعضاء یا پرداخت دیه شود و پس از اجراى حكم ، دروغ شاهدها روشن گردد، واجب است بر قاضى علاوه بر آنكه قصاص یا دیه جنایت را از آنها استیفاء كند، آنها را به هر وسیله ممكن به مردم معرفى نماید. و ممكن است معرفى بدین نحو باشد كه حق قصاص یا دیه محكوم بى گناه را در حضور مردم از آنها استیفا نماید.
389 - واجب است بر كسى كه جنایت بر دیگران وارد كرده ، تن دادن به قصاص در موارد جنایات عمدى ؛ خواه قصاص نفس باشد در صورت قتل عمدى ؛ یا قصاص طرف ، در صورت قطع عمدى اعضاء یا قصاص منافع در صورت ازاله نیروى بدنى نظیر نابینا یا ناشنوا نمودن دیگران . همچنین واجب است بر وى ادا كردن دیه در جنایات غیر عمدى . و حرام است امتناع جانى از قصاص و دیه .
390 - واجب است بر حاكم اسلامى پرداخت دیه كسى كه در ازدحام جمعیت كشته شده و قاتلش معلوم نیست و دیه هر مقتولى كه قاتلش معلوم نشده است . این دیه ها، از بیت المال به ورثه مقتول پرداخت مى شود تا خون مؤ من هدر نرود.
391 - حرام است افساد در زمین ، به وسیله اخلال در عقاید، اخلاق ، نظام امور اجتماع ، و امنیت مالى و اجتماعى مردم ، ترویج آداب و سنن و روش هاى ضدد اسلامى ، تغییر آداب و قوانین اسلامى و دیگر كارهایى كه غالبا سلطه گران جائر در محیطى رواج مى دهند، مانند گرفتن ، زندانى كردن ، زدن ، كشتن و غیره .
393 - حرام است قذف یعنى متهم كردن مرد محصن به زنا یا لواط، و زن محصنه به زنا، در صورت عفت و عدم تظاهرشان به این اعمال . و در جایى كه قذف كننده علم نداشته باشد یا قدرت اثبات در نزد حاكم نداشته باشد، كه در این فروض نسبت دادن ، علاوه بر حرمت ، مستلزم ثبوت حد بر متهم كننده است . بلى در جایى كه تهمت زننده عالم باشد با ارتكاب متهم و قادر باشد و اثبات آن در نزد حاكم ، به وسیله چهار شاهد، یا چهار اقرار متهم ، قذف جایز مى شود.
394 - حرام است محاربه ، یعنى به دست گرفتن سلاح سرد یا گرم ، به قصد ترساندن مردم و ایجاد فساد به واسطه زدن ، مجروح كردن ، كشتن ، گرفتن مال و غیره .
395 - حرام است جنگ و مقاتله با دشمن در داخل حرم امن الهى ، مگر با كسى كه در حرم آغاز به جنگ كند. حرم منطقه خاصى است محیط به مكه معظمه و حوالى آن ، در منطقه اى بیضى شكل به عرض تقریبى 10 و طول تقریبى 20 كیلومتر.
396 - حرام است فروختن سلاح و ابزارهاى جنگى و وسایط نقلیه و سوخت و سایر مصارف جنگى ، به دشمنان اسلام در حال جنگ با مسلمین ، و بلكه فروختن هر چیزى كه در آن حال سبب تقویت آنان و تضعیف مسلمان ها باشد؛ و در این حكم اخیر اختلاف است .
397 - حرام مؤ كد است مراجعه كردن متخاصمین به قضات جور، یعنى كسانى كه شرایط قضاوت را ندارند یا از طرف حاكمان جائر منصوب شده اند. همچنین حرام است اخذ و تصرف طرفین در آنچه به حكم آنان گرفته شود، گرچه گیرنده به حق باشد، مگر در مورد ضرورت .
398 - حرام مؤ كد است رشوه گرفتن قاضى و رشوه دادن به قاضى ؛ اگر چنانچه دادن و گرفتن به قصد قضاوت به باطل یا به نفع رشوه دهنده باشد، چه حق باشد یا باطل ، مگر آنكه رشوه دهنده بر حق باشد و براى رسیدن به حق خود، راهى جز دادن رشوه نداشته باشد؛ در این صورت دادن حلال و گرفتن حرام است . در حرمت رشوه فرقى نیست بین آنكه به نام رشوه باشد، یا هبه ، یا هدیه ، یا معامله محاباتى یعنى ارزان فروختن جنسى به وى به طمع حكم او.
399 - حرام است بر قاضى یاد دادن راه غلبه به یكى از دو طرف نزاع ، در فرضى كه بداند وى بر باطل است . این مطلب بر غیر قاضى هم با علم به موضوع ، حرام است .
400 - حرام است قضاوت قاضى بر علیه غایب در حقوق الله ، مثلا اگر چهار نفر عادل شهادت به زناى غایب دادند، قاضى حق صادر كردن حكم ندارد، به خلاف حق الناس .
401 - حرام است بر صاحب حق ، تعدى و تجاوز از حق خود؛ مثل اینكه مجرم را قبل از قصاص شكنجه كند یا اعضاى بدنش را قطع نماید، یا بیش ‍ از مقدار معین به او ضرر جانى یا مالى بزند.
402 - حرام است كتمان حق و ظاهر نكردن آن ، در صورتى كه روشن شدن حق یا واضح شدن باطلى بر آن توقف داشته باشد؛ مانند: اثبات قتل یا جنایت دیگرى ، زوجیت كسى ، شیر خوردن بچه اى ، ملكیت مالى ، گرفتارى مجرمى یا تبرئه بى گناهى .

خاتمه  
در رابطه با علم فقه و آشنایى به مسایل حلال و حرام ، لازم است به مطلب زیر توجه شود: در مقدمه علم فقه هر یك از واجب ها و حرام هاى فرعى را به تقسیمات كرده اند كه مناسب است اجمالى از آن در این مقام ذكر شود تا مطالعه كننده از حالات واجب و حرام و كیفیت اطاعت آنها مطلع گردد.
تقسیمات واجب 
1 - واجب نفسى و واجب غیرى  
- واجب نفسى آن است كه خود عمل واجب است ، نه براى رسیدن به عمل دیگر، مانند نماز و روزه . واجب غیرى عملى است كه براى رسیدن به واجب دیگر واجب شده مانند وضو، غسل جنابت ، پاك كردن لباس و غیره . این قسم را واجب مقدمى نیز گویند.
2 - واجب تعبدى و توصلى  
واجب تعبدى آن است كه باید آن را به قصد قربت و نیت عبادت به جا آورد و الا باطل خواهد بود، مانند حج و نماز
واجب توصلى آن است كه انجام اصل عمل كافى است گرچه به نیت قرب نباشد، مانند شستن چیز نحس و پاك كردن بدن براى نماز.
3 - واجب عینى و كفایى  
واجب عینى آن است كه از هریك از مكلفین بالخصوص خواسته شده ، مانند نماز و روزه و وضو.
واجب كفایى آن است كه یك عمل معین ، از یك گروه خواسته شده مانند دفن یك میت ، از كسانى كه مطلع شده اند
4 - واجب تعیینى و تخییرى  
واجب تعیینى آن است كه یك عمل معین از مكلف ، خواسته شده ، نماز صبح
و واجب تخییرى آن است كه یكى از دو عمل یا سه عمل یا بیشتر، به نحو تخییر خواسته شده ، مانند نماز جمعه و ظهر، و یا كفاره افطار روزه در ماه رمضان
5 - واجب مطلق و مشروط  
واجب مطلق آن است كه وجوب عمل ، قید و شرطى ندارد، مانند وجوب جواب سلام . و واجب مشروط عملى است كه وجوب آن ، قید و شرط دارد، مانند حج كه وجوبش مشروط به استطاعت است .
6 - واجب منجز و معلق  
واجب منجز آنكه عملى را فعلا طلب كنند، مانند اداى دینى كه وقتش ‍ رسیده باشد. و واجب معلق آن است كه عملى را براى آینده و پس از مدتى بخواهند، مانند اداى دین ، بعد از دو ماه مثلا و یا رفتن به مكه در ایام حج
7 - واجب شرعى و عقلى  
واجب شرعى عملى است كه در قرآن و سنت واجب شمرده شده .
واجب عقلى عملى است كه عقل انسان آن را لازم داند مثلا اگر در شرع اسلام بجا آوردن حج و عمره واجب شود، عقل مكلف ، لازم مى بیند كه وسایل سفر را تهیه نماید، در این صورت خود حج و عمره واجب شرعى و تهیه مقدمات آنها واجب عقلى است و نیز مانند خداشناسى ، نیكى در مقابل نیكى ، شكر در مقابل نعمت ، پرهیز از ظلم و دروغ و غیر اینها از موارد حكم عقل . گرچه ممكن است شرع هم بر طبق آن حكم كند.
8 - واجب مولوى و ارشادى  
امر كه از طرف یك مقام واجب الطاعه مانند پیامبر صلى الله علیه و آله یا امام علیه السلام یا منصوب از طرف آنها صادر مى شود، اگر مستقلا از طرف خود او باشد، یعنى كارى را بر حسب مصلحت واجب كند، آن امر، امر مولوى و امر ولایى ، و آن واجب ، واجب مولوى است . و اگر به عنوان هدایت و ارشاد به یك واجب دیگرى باشد، آن امر و آن واجب ارشادى است ، مثلا اگر ولى امر امت دستور نظم ارتش و فرمان حمله یا آتش بس ‍ دهد. این كارها واجب مولوى است و اگر امر به نماز و روزه كند، امر او و ایجاب او را ارشادى نامند.
9 - واجب موسع و مضیق  
واجب موسع عملى است كه وقت بجا آوردن آن وسیع باشد و مثلا مكلف بتواند عمل را در اول یا وسط یا آخر وقت انجام دهد، مانند نماز ظهر كه وقتش از اول اذان ظهر تا مغرب است ، و واجب مضیق عملى است كه وقت آن تنگ باشد مانند روزه هر روز ماه رمضان كه وقتش از صبح تا مغرب است ، نه ممكن است آن را جلو انداخت و نه عقب ، و مانند نماز جمعه كه باید اول ظهر جمعه در مدت گنجایش نماز متعارف انجام گیرد.
10 - واجب فورى و غیر فورى  
واجب فورى عملى است كه باید فورى و بدون تاخیر انجام داد، مانند جواب سلام ، نماز آیات زلزله ، بدهى هایى كه وقتشان رسیده و صاحبشان مى طلبد. واجب غیر فورى مقابل مانند نمازهاى یومیه كه قضا شده و بدهى كه صاحبش مى گوید هر وقت بخواهى بده .
11 - واجب اصلى و تبعى  
هر عملى كه شارع اسلام ابتدا به آن امر كند، قهرا و به تبع از ترك آن نهى دارد، آن عمل واجب اصلى و ترك آن حرام تبعى است ، چنانچه هر عملى را ابتدا حرام نماید، طبعا به ترك آن امر دارد، خود فعل ، حرام اصلى و ترك آن واجب تبعى است . پس هر واجب اصلى ملازم یك حرام تبعى ، و هر حرام اصلى ملازم یك واجب تبعى است و لذا در این كتاب گاهى به واجب و حرام تبعى نیز اشاره شده ، مثل آنكه گفته شده شراب حرام است و ترك آن واجب است ، و زكات واجب است و ترك آن حرام است . و واجب و حرام تبعى در موارد دیگرى نیز استعمال مى شود.
محرمات الهى نیز به دقت عقلى ، قابل انقسام به اغلب تقسیمات واجب است ، لكن اقسامشان نادر و در كلمات علما هم ذكرشان اندك است و لذا از آنها صرف نظر شد، لكن ذكر این مطلب لازم است كه محرمات را طبق مستفاد از كتاب و سنت ، به دو قسم تقسیم كرده اند:
كبیره و صغیره ، یعنى گناهان بزرگ و كوچك . این تقسیم به یك نظر تقسیم عقلى است ، زیرا بى تردید، همه گناهان در یك حد نیستند، بلكه از جهت اشتمال به قبح عقلى و مفاسد فردى و اجتماعى ، و در نتیجه مبغوض بودن در نظر خداوند، اختلاف فاحش دارند و حداقل به كبیره و صغیره تقسیم مى شوند. این مطلب از كتاب و سنت نیز به طور ظاهر و صریح استفاده مى شود.
بدین جهت ، علماى عظام طبق آنچه از احادیث استفاده كرده اند، براى تشخیص گناهان كبیره ، سه عنوان زیر را میزان قرار داده اند:
اول ) در متن روایات ، اسم كبیره بر آنها اطلاق شود.
دوم ) در كتاب و سنت به مرتكب آنها وعده عذاب و آتش داده شود.
سوم ) در نظر مسلمین و متدینین بزرگ محسوب شود. پس هر گناهى كه داخل در یكى از عناوین شود، كبیره است و طبعا هر گناهى كه خارج از این سه عنوان باشد، صغیره است ، و این تقسیم ثمره عملى ندارد بلكه به یك معنا، همه گناهان كبیره است ، چه آنكه گناه ، بذاته عصیان و طغیان به خداوند و تعدى به حدود الهى و شكستن حریم اوامر و نواهى است و این امر بسیار بزرگ است . گرچه به لحاظ اختلاف مراتب ذاتى ، اسما و عناوین مختلف داشته باشد و لذا همه گناهان ناقض عدالت است و شخص عادل اگر مرتكب گناه شود، عدالتش موقتا زایل مى شود چه كبیره باشد یا صغیره ، تا آنگاه كه به واسطه توبه جبران نماید.



[ ]
ن : محمد روحانی
ت : جمعه 8 مهر 1390
 
 
 
محمد بن حسن عسکری (عج) آخرین امام از امامان دوازده گانه شیعیان است. در ١۵ شعبان سال ٢۵۵ هـ.ق در سامرا به دنیا آمد و تنها فرزند امام حسن عسکری (ع)، یازدهمین امام شعیان ما است. مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است که گفته اند از نوادگان قیصر روم بوده است. «مهدی» حُجَت، قائم منتظر، خلف صالح، بقیه الله، صاحب زمان، ولی عصر و امام عصر از لقبهای آن حضرت است.
 
 

کد مداحی و آهنگ مذهبی